از سوی دیگر سازمانهای امروزی بیش از هر زمان دیگر دچار التهاب و سردرگمی بوده وکارکنان در محیطهای کاری پرتنش وقت بسیارکمی را جهت انجام فعالیتهای خارج سازمانی و رسیدگی به امور شخصی و خانوادگی خود دارند حال آنکه تمایل آنان برای برقراری تعادل بین زندگی کاری و زندگی شخصی روز به روز در حال افزایش بوده و طی بررسی های بعمل آمده دو پدیده زندگی کاری و زندگی شخصی اثرات متقابل و تشدیدکننده ای بر روی یکدیگر داشته و فردی که در زندگی خانوادگی خود دارای مشکلات متعددی می باشد بطور قطع این مشکلات بر روی تمرکزحرفه ای ، رضایت از کار، شادابی در محیط کار و بهره وری سازمانی اوتأثیرگذار خواهد بود. همچنین برخی از مشکلات سازمانی مانند حجم زیاد کار و مسئولیتهای شغلی، ساعات کارطولانی، تقسیم نامتعادل کار، عدم حمایت از کارکنان شایسته، فقدان امنیت شغلی، تهدید و بدرفتاری با کارکنان، حقوق و دستمزد نامناسب، عدم مشارکت در کار، استرسهای شغلی، روابط انسانی غیرموثر، استفاده از افراد ناکارآمد وسرعت تحولات و تغییرات جدید منجر به کاهش میزان کیفیت شغلی کارکنان خواهد گردید و در صورتی که از سوی مدیران تدابیری برای ایجاد تعادل در کار و زندگی کارکنان اندیشیده نشود عوارض جبران ناپذیری را از جمله ابتلا به بیماری های جسمی و روحی، کاهش وفاداری و تعهد به سازمان، افزایش نارضایتی شغلی، افزایش تمایل به ترک سازمان، غیبت از کار، کاهش بهره وری و سود دهی سازمان، افزایش هزینه های جذب و آموزش ، افزایش خطاهای کاری، افزایش مقاومت در مقابل تغییرات سازمانی، ایجاد احساس بی عدالتی بین میزان کار و حقوق و مزایا، کاهش تمایل به پذیرش مسئولیت های شغلی، کاهش مشارکت افراد در فعالیتهای اجتماعی، تغییر ارزشهای فرهنگی و اجتماعی و افزایش تنش های خانوادگی کارکنان را ایجاد می نماید. لذا به منظور جلوگیری از عوارض عدم تعادل بین کار و زندگی و ارتقاء کیفیت زندگی شغلی کارکنان استفاده از راهبردها و استراتژیهای ضروری چون تدوین خط مشی در زمینه مدیریت تعادل کار وزندگی، ترویج و آموزش فرهنگ تعادل، نظارت بر رعایت قوانین و مقررات کار، تامین امنیت شغلی کارکنان، افزایش حقوق متناسب با شغل، جلوگیری از داشتن مشاغل متعدد، ایجاد محدودیت در ساعات کار اضافی، تنظیم ساعات و روزهای کار مطابق با استانداردهای جهانی، وضع قوانین در حمایت از مادران شاغل، حمایت و حفظ ارزشهای خانواده، سازماندهی و مدیریت مطلوب فعالیتها، پرداخت حقوق بر مبنای عملکرد، ایجاد مراکز مشاوره ای جهت کارکنان و خانوادگی های آنان، فراهم نمودن کار نیمه وقت، فراهم نمودن امکانات ورزشی و تفریحی برای کارکنان، جریمه عدم استفاده از مرخصی سالیانه توسط مدیران سازمانها و نیز توجه به راهبردهای فردی کارکنان از جمله داشتن هدف و برنامه جهت ایجاد تعادل در کار و زندگی، سازماندهی وبرنامه ریزی برای انجام وظایف شغلی و مسئولیت های خانوادگی، اهمیت قائل شدن برای خانواده، مشارکت در فعالیتهای اجتماعی، انتخاب شغل مورد علاقه، صرف وقت برای تفریح و ورزش در کنار خانواده، دوری از عوامل استرس زا، ایجاد تعادل بین درآمد و هزینه وکاهش ساعات کار اضافی ضروری می باشد. بنابراین پیشنهادمیگردد از طریق بکارگیری استراتژیها و تکنیکهای موثر به منظورحفظ تعادل کار و زندگی و استفاده از مدل و استراتژی نردبانی با تاکید برهر دوجنبه فردی و سازمانی به جای توجه تک محوری به منافع سازمانی به حداکثر ارتقاء کیفیت زندگی شغلی کارکنان دست یافت که در این زمینه به تفصیل در اصل مقاله به جزئیات آن پرداخته شده است.
مقالات ارائه شده در نهمین کنگره سراسری پرستاری و مامایی نقش پرستاری و ماما در ارتقا کیفیت زندگی
بسم الله الرحمن الرحیم