هدف از این مقاله تبيين ديدگاهها و تجربيات پرستاران استان گلستان در خصوص "مواجهه شدن با خشم بیماران بستری و همراهان " مي باشد.
روش كار: در اين مطالعه کيفي که بخشی از پژوهش وسیع تری است با 10 پرستار شاغل در بخش هاي نوزادان، داخلی، جراحی و اورژانس یکی از بیمارستان های استان گلستان مصاحبه هاي نيمه ساختار به عمل آمد. سوالات مصاحبه مواردی از قبیل "آیا تا کنون تجربه مواجهه شدن با پرخاشگری و عصبانیت یک بیمار را داشته اید؟ برایم مثال بزنید آیا تاکنون در شرایطی قرار گرفته اید که بیمار عصبانی شود؟ واکنش شما چگونه بود؟" بوده است. كليه مصاحبه ها ضبط و كلمه به كلمه دست نويس و مطابق روش "تحليل محتوا" شدند.
يافته ها: یافته ها موید آن است که "عملكرد غير حرفه اي پرستار" مهمترین محرک برای بروز رفتارهای پرخاشگرانه بیماران و همراهان بوده است. عوامل زمینه ای از قبیل کمبود پرسنل، کمبود وسایل و تجهیزات، عدم حضور پزشک به هنگام نیاز، دردی که تسکین داده نمی شود، انتظارات و توقعاتی که منطبق با محیط درمانی نیست، منجر به تداوم رفتارهای پرخاشگرانه مي شود. پرستاران به هنگام مواجهه با بیماران و همراهان پرخاشگر "به سوپروايزر اطلاع می دادند، با پليس 110 تماس می گرفتند و یا بیمار را طرد کرده و سکوت اختیار" می نمودند.
- یه مریض بود که می خواست تختش را عوض کنه . یکی از بچه ها گفته بود به اون که می تونی روی تخت بغلی بخوابی ولی کارت و کاردکس شو درست نکرده بود. من داشتم ساعت ده دارو می دادم. رفتم داخل اتاق، مریض تو مرحله اول خوابش بود. نمی دونم من به همراش گفتم چرا سرخود تخت ها را جابجا می کنید. مریض یک دفعه سرم و ملحفه اش را کشید و با عصبانیت رفت روی تخت خودش . من اون موقع ناراحت شدم. خیلی. هم لجم گرفته بود و هم گفتم مریض که گناهی نداره و پرسنل گفته بود و پرسنل شیفت قبلی به ما نگفته بودند.
- یه مریض داشتیم خیلی بی ادب بود. مریض می گفت دکتر (...) منو الکی بستری کرده من به مریض گفتم چرا به خود دکتر نگفتی. من خواستم ازش طرفداری کنم و حرف خاصی نزده بودم. مریض یک دفعه بدون مقدمه گفت مگه تو عاشق دکتر فلانی هستی با یه حالتی اینو گفت. من شوکه شده بودم اینقدر ناراحت شدم بعد از اتاق اومدم بیرون و لی بقیه مریض ها و همراه ها گفتن اگر پرستار دیگری بود حتما شکایت می کرد. من مانده بودم که چی بگم. انتظار نداشتم . بعد فهمیدم که مریض با دیگران هم همینطور برخورد می کنه گفتم اخلاقش اینطوریه. ساعت 11 یا 12 هیستریک شد و رگش را دراورد. من رگش را گرفتم ولی با اون حرف نزدم.
- یه مریض دیگه داشتیم که سرم kvo داشت و هر وقت دلش می خواست باید هپارین لاک می کردیم. بخش شلوغ و من شیفت بیداری و تنها بودم. مریض تا استیشن اومد و گفت وقتی مریض می گه باید بیایی. دهن به دهن شدم ولی نه بدتر از خودش، دقیق یادم نیست. عصبانی شدم و گفتم وظیفه خودمون را می دونم. مریض کمی فحش داد و رفت سر تختش.
- یه بچه 5 ساله را برای بستری اورده بودن بخش. من خواستم رگش را بگیرم . مادر گفت من باید حتما کنار بچه باشم. البته بچه هم اروم و بدون سرو صدا بود . من گفتم نمی شه. اگه شما باشید استرس وارد میشه به ما و ممکنه رگش خراب بشه. قبول نکرد. گفتم پس من رگش را نمی گیرم. همکارم هم قبول نکرد که با حضور مادر رگ بگیرد. بالاخره درگیری و هرچه توضیح می دادم قبول نمی کرد. سوپروایزر را خبر کردیم. توضیح داد و قبول کرد. گاهی همراهان حرف ما را قبول نمی کنند و حرف مافوق را بیشتر می گیرند.
- یه نوزاد را برای پذیرش اورده بودن ایکتر داشت همکارم در شیفت عصر با ده بار سعی کردن نتونست رگ بگیره و دکتر هم گفت باشه بذار شبکار بیاد و اون رگ بگیره. من شب اومدم. ما در اتاق رگ گیری بودیم. خانواده هم پشت استیشن و ما را می دید و دو دفعه رفتم نشد و رگی هم نمانده بود. ناگهان پدر نوزاد با عصبانیت اومد داخل نرسری و داد و بیداد که بچه منو سوراخ سوراخ و ابکش کردید و من گفتم اقای محترم بالاخره پیش می اد ما که نمی خواهیم اینطوری بشه و تازه من باسابقه هستم و مهارت زیادی در رگ رگیری دارم همه هم می دونن. پدر عصبانی و بد و بیراه می گفت. می گفت می خوام با دکتر صحبت کنم. من خیلی عصبانی شده بودم چون ناسزا می گفت و دیدم با ادب و ارامش حالیش نیست گفتم خودت برو دکتر را پیدا کن و یا اگه نمی خواهی رضایت بده و برو. قبول نکرد. نه اجازه انجام کار را می داد و نه اجازه رضایت شخصی و ما مجبور شدیم زنگ بزنیم پلیس 110. اونا اومدن و همراه ترسید. اسم 110 که می اد اونا می ترسن و اروم میشن. بالاخره ما به دکتر زنگ زدیم و دکتر گفت فعلا فتو بشه و تا فردا ببینم چی میشه. دکتر یک ساعت بعد اومد. همراهان اصلا موش شده بودن و هیچ چیزی نگفتن. هر چه می تونن به پرستار می گن ولی به دکتر نه.
- یه مریض دیگه داشتیم دیدیم بعد از رفتن پزشک از اتاقش بیرون اومد و با داد و بیداد گفت اینجا مگه خصوصیه. مریض باید بمیره اگه پول نداشته باشه. ما تعجب کردیم که چی شده. گذاشتیم مریض حرفشو بزنه وقتی اروم شد گفت. دکتر میگه باید هفتاد هزار تومان بدی تا عملت کنم. من از کجا بیارم.
- من گفتم چرا به دکتر به خودش نگفتی و با ما دعوا می کنی. گفت شما را پس برای چی گذاشتن که حرف ما را به پزشک بگید. من هم چیزی نگفتم و گفتم برو به دکتر بگو . اگه نمی تونی رضایت بده برو و شکایت کن. که مریض دیگه چیزی نگفت. مریض ها اول عصبانیت و خشم خودشون را بر روی پرستار خالی میکنن و وقتی دکتر می اد اصلا حرف نمی زننن و تشکر هم می کنن نمی دونم واقعا چرا اینطوریه. از ما بدبخت تر کسی نیست.
- به تجربه برام ثابت شده که اگه همراهان خشمگین و عصبانی هستن بهتره چیزی نگم و بعد از اینکه اروم شدن صحبت کنیم. چون در غیر این صورت درگیری پیش می اد. وقتی بخش شلوغه و ما کار زیاد داریم مریض ها شاکی می شن و می گن خوب رسیذگی نمی شه. برخی مریض ها فکر می کنن که باید پرستار فقط مریض اونا باشی و کاری دیگه نداری. به هر دلیلی می خوان که هر یک ساعت بالا سرش بری اینها ادمو اذیت می کنه. مریض کاری نداره وقتی مریض مشکل خاصی نداره و فقط دوست دارن که بالا سرش بری. اینها باعث خشم ادم میشه و لجش می گیره.
- یه مریض داشتیم که باید براش سوند می ذاشتیم. من رفتم تو اتاقش و درب را بستم و گفتم کسی تو نیاد وسایل را ماده کرده بودم و دستکش استریل پوشیده بودم ناگهان نمی دونم چی شد یک دفعه مریض تمام وسایل را پرت کرد و بتادین روی لباسم ریخت و وسایل روی زمین ریخت. من داد زدم و گفتم این چه وضعشه . چرا اینطوری می کنی. مگه دیوانه شدی. اون گفت دیوانه خودتی. تو چرا داری منو نگاه می کنی. چشماتو ببند و برام شیلنگ بزار . من از ناراحتی خنده ام گرفته بود و رفتم بیرون.
بحث و نتيجه گيري: به نظر می رسد کنترل خشم و اجتناب از بروز رفتارهای پرخاشگرانه نیاز به توانایی های حرفه ای دارد که در آموزش های دوره های درسی به آن توجه کافی نمی شود. نظر بر اینکه این مشکل در سطح وسیع بر جامعه تاثیر می گذارد و به نسل های بعدی منتقل میشود کنترل پرخاشگری دارای اهمیت بالینی و اجتماعی است ضروری است برنامه ريزي در خصوص شناسايي و رفع علت اصلي بروز خشم بيماران صورت گيرد و در زمينه افزايش كيفيت مهارتهاي حرفه اي پرستاران برنامه ريزي آموزشي انجام شود تا پيامدهاي ناشي از اين مشكل كه بر كيفيت مراقبت تاثير بسزايي دارد كاهش يابد.
بسم الله الرحمن الرحیم