چکيده
نوجواني يکي از مهم ترين دوره هاي سنی است و نوجوانان ازآسيب پذيرترين گروه هاي اجتماعي هستند. اهميت نوجواني هنگامي بيشتر مي شود که سلامت آنان به عنوان زيربناي سلامت آينده جامعه مورد توجه قرار گيرد.
اين پژوهش يک تحقيق کيفي در باره تجربه پرخاشگري نوجوانان 14-16 ساله شهر گرگان است که با استفاده از مصاحبه هاي نيمه ساختار و با نمونه گیری مبتنی بر هدف انجام شده است. مشارکت کنندگان تجارب خود را پيرامون پرخاشگري در خانه، مدرسه و جامعه به بحث گذاشتند. مصاحبه ها مطابق "روش تحليل محتوا" تجزيه و تحليل شدند.
تجربه نوجوانان از رفتارهای پرخاشگرانه در قالب چهار مضمون عمده تحت عناوين "نوجواني عامل پرخاشگري، محدوديت، کوچک شمرده شدن و مورد اتهام قرار گرفتن" تبيين شده است.
نوجوانان بر اهميت برخوردهاي والدين، اولياي مدارس، و سايرين بزرگسال، درک شدن توسط آنان و ضرورت تحمل خطاي نوجوان تاکيد نموده اند. از اين رو تامين سلامت خانواده ها مي تواند عامل زيربنايي در سلامت نوجوانان باشد. آموزش هاي همگاني درخصوص حل مساله، آموزش به والدين و اولياي مدارس در خصوص چگونگي تعامل با نوجوانان و آموزش شيوه هاي مقابله با پرخاشگري و خشونت به نوجوانان مي تواند راهگشا باشد.
کليـد واژه ها: نوجوان، پرخاشگري، پژوهش کيفي
منبع: جويباري لیلا، ثناگو اکرم. نوجواني دوره پرخاشگري: تجارب نوجوانان پسر 14-16 ساله، مجله علمی دانشکده پرستاری و مامایی بویه گرگان، دوره سوم، شماره یک، بهار و تابستان 1384.ص 1 الی 13
مقدمه
نوجواني يکي از مهم ترين دوره هاي سنّي است و نوجوانان از آسيب پذيرترين گروه هاي اجتماعي هستند. اهميت نوجواني هنگامي بيشتر مي شود که سلامت آنان به عنوان زيربناي سلامت آينده جامعه مورد توجه قرار گيرد. دنياي امروز، نوجوانان بيشتري نسبت به ساير زمان ها دارد. تعداد جوانان 15- 19 سال طی سالهای 1975 تا 2002 در مقایسه با 20-24 سال و 25-29 سال افزایش یافته است. به عبارتی از 1.420 میلیون در سال 1975 (32 درصد از جمعیت جوانان) به 7.116 میلیون (42 درصد جمعیت جوانان) در سال 1997 و 9.050 میلیون در سال 2002 (42 درصد جمعیت جوانان) افزاش یافته است. طبق آمار 2002، جمعیت افراد 19ـ15 سال بالغ بر9.050.000 می باشد (1).
نوجوانان ذخائر گران بهاي جوامع بشري بوده و رشد و تكامل استعدادهاي آنان از اهداف والاي جوامع است. وقتي واژه نوجوان مطرح مي شود اولين چيزي که در ذهن تداعي مي شود رفتارهاي مخصوصي است که از نوجوانان سر مي زند چون احساسي بودن، پرخاشگري، سركشي، تاثير پذيري از همسالان، برهم زدن قانون و امثال آن. خشونت و پرخاشگري پديده جديدي نيست. همواره نوجواناني وجود دارند که به دلايل مختلف فردي، اجتماعي و فرهنگي با خشونت هاي کلامي مانند توهين، ناسزا، تحقير، بدگويي و برچسب زدن به ديگران يا با پرخاشگري و خشونت هاي بدني تلاش مي کنند تا تعارض هاي شخصي و مسايل بين فردي خود با ديگران را حل کنند. وجود اين قبيل رفتارها مي تواند به شيوع ديگر رفتارهاي نامطلوب بينجامد و سلامت و بهداشت روان نوجوان را به خطر افکند. متاسفانه در سالهاي اخير رفتارهاي نابهنجار در ميان نوجوانان و جوانان بشدت اوج يافته است و اکنون زمان آن فرا رسيده که به اين معضلات رفتاري- اجتماعي جدي تر بنگريم و در پي چاره جويي باشيم.
در يک تحقيق که به منظور بررسي برداشت نوجوانان از خشونت در جامعه و مدرسه و رابطه بين آنها و عملکرد عاطفي و رفتاري و همچنين اثرات خشونت خانواده و متغيرهاي اجتماعي دموگرافيک صورت گرفت 935 دانش آموز دبيرستاني به پرسشنامه هاي خود گزارشي پاسخ دادند. دانش آموزان مورد مطالعه با درجات بالاي خشونت در جامعه و مدرسه مواجه بودند. بيش از 45 درصد آنان اظهار داشتند که ظرف يک سال گذشته با انواعي از خشونت مواجه بودند. آناليز رگرسيون نشان داد مواجه با خشونت در جامعه و مدرسه به عنوان يک عامل مهم پيش بيني کننده براي رفتارهاي پرخاشگرانه است (2).
پژوهش ديگري که در باره خشونت بدني دانش آموزان در مدارس راهنمايي شهر تهران انجام شد حاکي از وجود پرخاشگري و خشونت دانش آموزان، معلمان و حتي در بعضي موارد کارکنان غير آموزشي نسبت به دانش آموزان بوده است(3).
شيلدز[1] و پيرس[2](1997) در پژوهشي كه بر روي 152 پسر امريکايي- افريقايي بين سنين 8 تا 13 ساله در طي سه سال متوالي انجام دادند به اين نتيجه دست يافتند که خشونت و استفاده از رفتار پرخاشگرانه متاثر از خشونت کلامي در خانه، خشونت مشاهده شده در جامعه و محيط خانواده و الگو پذيري از همسالان است. نتايج همچنين نشان داد که استفاده از رفتارهاي پرخاشگرانه و خشونت آميز با بالا رفتن سن افزايش پيدا مي کند. مهمترين عاملي که پرخاشگري و رفتارهاي خشونت آميز را تحت تاثير قرار مي داد روابط همسالان و مشاجره هاي خانوادگي بوده است(4).
الگوگيري بد، ناتواني در تصميم گيري درست (ناتوان از حل مساله)، مشکلات خانوادگي، آزار ديدن در خانواده يا دوران کودکي، احساس شرمساري، يادگيري از دوستان، تاثير فيلم هاي مخرب، اعتياد، استفاده از مواد انرژي زا و غير مجاز، فقر و دهها عامل ديگر مي تواند زمينه اي براي پديده هاي اين چنين نابهنجار در جامعه باشد. در مجموع مطالعات نشان مي دهد پرخاشگري و تهاجم، خشونت کلامي و غير کلامي، خشم و عصبيت مستقيم و غير مستقيم، تحريک پذيري، منفي گرايي، تنفر، سوظن، توهين، لجاجت و کينه توزي موجب تخريب روحيه و کارايي بالاي افراد مي شود و از قدرت استدلال مي کاهد. در حالي که همه اينها در يک زندگي با کيفيت و سرشار نظم و هماهنگي (هارموني) جايي ندارد. دانش آموزي که به خشونت متوسل مي شود انرژي رواني خود را از کانال غير معمول خود تخليه مي کند.
با توجه بر اهميت سلامت روان اين خيل عظيم جمعيتي ضروري است تا با ديدي روشن تر از نوجوانان خود، به تصميم گيري و طراحي راههايي براي مقابله بپردازيم. در اين تحقيق بر آن شديم تا تجارب نوجوانان پسر مقطع راهنمايي ساكن شهر گرگان را پیرامون رفتارهای پرخاشگرانه بررسي نماييم.
منبع: جويباري لیلا، ثناگو اکرم. نوجواني دوره پرخاشگري: تجارب نوجوانان پسر 14-16 ساله، مجله علمی دانشکده پرستاری و مامایی بویه گرگان، دوره سوم، شماره یک، بهار و تابستان 1384. ص 1 الی 13
بسم الله الرحمن الرحیم