«و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمۀ للمؤمنین»
( اسراء/82)
معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی مازندران با همکاری گروه معارف اسلامی و بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه، در نظر دارد اولین همایش کشوری قرآن و سلامت را با اهداف زیر برگزار نماید:
هدف کلی:ایجاد بستر مناسب جهت فراگیر شدن مفهوم سلامت و ابعاد آن بر مبنای انسان شناسی قرآن
اهداف اختصاصی:
- بسترسازی مناسب جهت ورود اساتید و دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی در مفاهیم والای قرآن کریم
- ایجاد انگیزه در اساتید و دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی در جهت تولید فکر و جنبش نرم افزاری با تکیه بر آموزه های قرآن کریم
- ترغیب اساتید و دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی به مطالعات میان رشته ای در پایان نامه ها و تحقیقات
- تعمیم مبانی انسان شناسی قرآنی به حوزه بهداشت، سلامت، درمان و آموزش پزشکی
- تقویت و توسعه فضای معنوی مبتنی بر قرآن در دانشگاه های علوم پزشکی
- ارائه آخرین دستاوردهای علمی- پژوهشی در حوزه قرآن و سلامت
در همین راستا، از پژوهشگران و محققان حوزه سلامت و قرآن و مطالعات میان رشته ای دعوت می شود بعد از تکمیل فرم ثبت نام در سایت همایش، مقالات خود را در محورهای زیر به دبیرخانه علمی ارسال نمایند.
محورهای همایش:
1. قرآن و سلامت جسمانی
سلامت جسم در قرآن و مؤلفه های آن
تغذیه و سلامت در قرآن ( دعوت به طیبات و منع از خبیثات)
رویکردهای قرآن در سلامت جسم
اسرار علمی غذاهای حرام در قرآن
رویکرد قرآن در زمینه بهداشت و سلامت جنسی
2. قرآن و سلامت روانی
مفهوم شناسی سلامت روان در قرآن
عوامل مؤثر در ایجاد و گسترش ناامنی روانی در قرآن و راههای مقابله با آن
مؤلفه های سلامت روان در قرآن
رویکرد قرآن در حوزه بهداشت روانی
رفتار درمانی در قرآن
تدوین ابزارهای سنجش سلامت روانی با محوریت قرآن
3. قرآن و سلامت معنوی
مفهوم معنویت گرایی در قرآن و مقایسه آن با سایر مکاتب جدید
سلامت معنوی و ابعاد آن در قرآن
معنویت درمانی در قرآن
تأثیر هدفداری و معناداری زندگی در سلامت معنوی انسان در قرآن
پوچ گرایی و شاخصه های آن د رقرآن
شناخت درمانی در قرآن
بیماری های فکری در قرآن و راههای پیشگیری و درمان ( غفلت، جهل و ،...)
تقوا و سلامت معنوی
تدوین ابزارهای سنجش سلامت معنوی با محوریت قرآن
4. قرآن و سلامت اجتماعی
چیستی سلامت اجتماعی و ابعاد آن در قرآن
مولفه های جامعه سالم در قرآن
قرآن و خانواده سالم
تدوین ابزارهای سنجش سلامت اجتماعی با محوریت قرآن
5. قرآن ومحیط زیست سالم
نگاه قرآن در تأمین سلامت با تکیه بر حفظ محیط زیست مصادیق آلودگی محیط زیست از منظر قرآن
6. آزاد
مسائل و موضوعات مرتبط با حوزه سلامت و بهداشت با تکیه بر آموزه ها و مفاهیم قرآ نی
ملاحظات:
- همایش دارای امتیاز بازآموزی است.
- چکیده مقاله ارسالی حداکثر در 300 کلمه ترجیحاً شامل:عنوان، سابقه و هدف، مواد و روشها، یافته ها، نتایج و واژه های کلیدی باشد.
- چکیده مقالات باید بصورت Word و PDF و با فونت 14 قلم B Nazanin ، از طریق پست الکترونیک به دبیرخانه ارسال گردد
در صورت ارسال از طریق پست پیشتاز، ارسال 3 نسخه از چکیده مقاله همراه با CD آن الزامی است.
- زمان برگزاری: 4-2 آذر ماه 1390
- آخرین مهلت ارسال چکیده مقالات: 29 مرداد 1390
محل برگزاری: ساری، کیلومتر 18 جاده خزرآباد، مجتمع دانشگاهی پیامبر اعظم(ص)، سالن همایش مصباح
- مقالات برگزیده علاوه بر ارائه در همایش، در مجله علمی- تخصصی دین و سلامت یا به صورت مجموعه مقالات چاپ خواهند شد.
- آدرس دبیرخانه: ساری، کیلومتر 18 جاده خزرآباد، مجتمع دانشگاهی پیامبر اعظم(ص)، دانشکده پزشکی، گروه معارف اسلامی
جهت کسب اطلاع بیشتر به سایت دانشگاه مراجعه شود: www.mazums.ac.ir
آدرس الکترونیک جهت ارسال آثار: quran@mazums.ac.ir
برگزارکنندگان:
- معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه
- گروه معارف اسلامی
- بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه
گنج های الهی
مدرس: حجت الاسلام دکتر احمد علی آقا رفیعی
هو شافی
نظر به خلقت انسان
خداوند سخاوتمند با گل و گیاه درد دردمندان را بهبود و زخمها را مرهم می نهد.از خلقت آدم برخی گیاهان تجویز می شده است.ارتباط تنگاتنگ انسان با خلقت و طبیعت باعث ارامش وی می شود.نقل از حضرت علی (ع) است که بیماران خود را با گیاه سرزمین خود درمان کنید.
استقلال
در سال 2020 میلادی میزان جمعیت به 7.6 میلیارد نفر می رسد، در نتیجه نیاز به دارو محسوس تر و افزایش قیمت ها چشمگیرتر است.موضوع استقلال فرهنگی و اقتصادی از پیام حضرت امام به دست آمده است و طبیعتا باید در این بعد تدابیری اندیشیده شود. به طور کلی در انسان علاوه بر مزاج های افراد، مزاج های منطقه ای هم مشهود است. مثلا در همدان افراد اکثرا غلبه بلغم دارند و گیاهان منطقه مطابق نیاز آنها است، و باید تامین نیاز داروئی هر استان در همان مکان تامین شود تا بازار سیاه ایجاد نشود. تقریبا بیش از 30 گیاه را می توان در قران نام برد، مثل زیتون و زنجبیل که جنبه درمانی نیز دارند، میوه جات علاوه بر جنبه غذایی دارای جنبه درمانی نیز هستند و می توان بر این مبنا برای افراد رژیم غذایی تدارک دید.
موقعیت جهانی:
در تحقیقات جهانی 80-70 درصد جمعیت در حال توسعه به طور نسبی یا کامل به درمان های گیاهی متوسل می شوند. در کشورهای پیشرفته بیش از 25 درصد داروهایی که با نسخه پزشکی عرضه می شوند از گیاهان دارویی می باشند.در جوامع اسلامی بواسطه تاکید معصومین جهت مصرف گیاهان دارویی این آمار رو به افزایش است.
به عبارتی عوامل فرهنگی، اجتماعی و مذهبی در میزان مصرف داروهای گیاهی بسیار دخیل می باشد و در کشور خودمان ایران این پدیده خود را بروز داده است.
در آلمان 70 درصد و هزار نوع دارو به شکل قرص، کپسول-شربت با منشاء گیاهی موجود است.67 درصد از داروهای مصرفی در کشور سوئیس از داروهای طبیعی می باشد.در فرانسه آمار سالیانه نشان می دهد 15 میلیون نفر برای درمان به گیاه پزشک مراجعه می کنند و در آمریکا 37 درصد از داروهای صنعتی با داروهای گیاهی جایگزین شده است. در کشور چین نیز بیش از 350 هزار هکتار زمین را برای کاشت 200 نوع گیاه دارویی در نظر گرفته اند و محصول حاصله در سال 200هزار تن می باشد.
خواص عالی
از امام صادق (علیه سلام) نقل است، به فضل می فرماید:فکر کن به گیاهان دارویی، که هر کدام در جایی فرو می روند، یکی در مفاصل وارد می شود(شاتره)، یکی سودا را بیرون می آورد مثل افتیمون، یکی باد را بیرون می آورد مثل سکنجبین و یکی ورم ها را فرو می نشاند و مانند این ها چه کسی به جز معبودی که آنها را آفریده این قدرت را در آنها قرار داده است؟
علل استفاده از گیاهان دارویی:
الف) وجود مصلح در گیاه؛ (داروهای شمیایی عوارض فراوان دارند)،بالعکس در گیاهان این عوارض ناچیز است.مانند: سالیسیلات برگ بید
ب)گیاهان دارویی دارای مزاج هستند،به عبارتی هر گیاهی ابتدا یک روح دارد.
1- مانند بنفشه که برای مومنین گیرنده است و اثر شفابخش دارد.
2- با تکرار مصرف دارویی اثر جسمی دارد.
3- تکرار آن اثر سمی دارد.
4- کشنده است.
طول مدت درمان در طب اسلامی 10-7 روز است و به مدت 3 ویزیت این عمل صورت می گیرد.
"زنجبیل"
نام قرآنی: زنجبیل
نام های متداول:فارسی:زنجبیل شنکلیل، جنزبیل، زنزبیل؛ اردو، هندی، کشمیری، پنجابی: سوتنه، ارداک، سانسکریت: اردکم، سرینجبر؛ بنگالی: آدا ؛ تامیلی: اینجی؛ مراتی: آل؛ گجراتی: ادو؛ ملیمالی: اینچی. انگلیسی:ginger . فرانسوی: gimgeber. آلمانی: lngwer zingiberi. یونانی: zingberis. اسپانیایی: jengiber. ایتالیایی:zenzero. روسی: imbir. لاتینی: zingiber.
نام علمی: zingiber officinale از تیره زنجبیل zingiberceae
انسان(دهر)17
"ویسقون فیها کاسا مزاجها زنجبیلا"(17)
در آن جامی بنوشانندشان که آمیخته با زنجبیل باشد.
در این آیه خداوند به اهل بهشت وعده فرموده که"به پاداش کارهای نیکویشان در دنیا به آنان شرابی می نوشانند با طعم زنجبیل. "اعراب علاقه زیادی به زنجبیل داشتند لذا خداوند بنا بر ذائقه آنان چیزی وعده فرمود. مولانا مدودودی می نویسد: اعراب عادت داشتند زنجبیل را با آب نوشیدنی خود بیامیزند.
زنجبیل که نام علمی آن "زنجیر افیسینال" است گیاهی بومی هندوستان می باشد و اعراب در روزگاران قدیم زنجبیل را از هندوستان وارد می کردند ریزوم این گیاه، ماده گیاه جالبی است که اکنون در سراسر جهان به کار می رود و شامل روغنی معطر است که بویی خوش دارد. روغن زنجبیل،"رزین چرب زنجبیل پرورده".از اقلام مهم تجارت بین المللی است. این موارد در تهیه مواد خوراکی و نوشیدینی مانند شیرینی، بیسکوئیت، غذاهای پر ادویه، چاشنی غذا، نان زنجبیلی، ترشیها، شربتها و مرباها به کار می رود.
زنجبیل محرک جهاز هاضمه و برای هضم غذا بسیار مفید است. زنجبیل برای درمان سوء هاضمه، نفخ، قولنج، استفراغ، تشنج موضعی، حالت های دردناک معده و تنگی نفس بسیار موثر است. عصاره زنجبیل همراه با آب لیمو و نمک طعام اگر قبل از غذا خورده شود، برای بی اشتهایی سودمند است. همچنین در مورد صفرا و سرسام تجویز می شود. در مورد سوزش گلو، گرفتگی سینه و صدا، جویدت تکه زنجبیل باعث ترشح خوب بزاق می شود.عصاره زنجبیل برای درمان دیابت و رماتیسم مزمن و مراحل ابتدائی سیروز کبدی مفید است. دندان درد و سردردهای عصبی با خمیری از زنجبیل خشک و آب تسکین می یابد. ابن سینا خواص تقویتی بسیاری علاوه بر این خواص برشمرده است.جالینوس استفاده از زنجبیل را در مورد فلج و همه بیماریهای ناشی از سردی تجویز می کند. بسیاری از کشورهای جهان به میزان فراوان زنجبیل تولید می کنند.
"انار"
نام قرآنی: رمان
نامهای متداول: فارسی، اردو، هندی، پنجابی: انار. عربی:رمان. عبری:رمن. بنگالی: دالم؛ مراتی:دالمب؛ سانسکریت،گجراتی: دادم؛ بنگالی، تلگو: دارم. کشمیری:دان. ملیمالی: متلوم. تامیلی: مادولای؛ انگلیسی: pomegranate. فرانسوی:garnada. ایتالیایی: melograno. آلمانیgranatapfel. لاتین: granatum. اسپانیایی:Granada. روسی:granat؛ یونانی: rodi.
نام علمی:punicagranatum(از تیره انارpunicaceae)
در قران مجید سه جا از رمان نام برده است. در سوره انعام آیه 141 در باره میوه این درخت توصیه مهمی شده است. در آن ذکر شده چون ثمر آورند از آن بخورید و روز درو حق آن را بپردازید؛ معنی این دستور آن است که خداوند انحصار یا مالکیت فردی محصولات کشاورزی و نباتی را نمی پسندد. زادگاه انار که نام علمی آن ( پونیکا گرانتوم) می باشد، ایران است؛ انار میوه ای بسیار لذیذ و آبدار است و از روزگاران بسیار قدیم به عنوان میوه ای خوراکی و هم برای مصارف پزشکی اهمیت بسیار داشته است.
ارزش انرژی زایی میوه انار 65 درصد است. آب انار به سادگی هضم می شود و شامل 15% مواد قندی است که منبعی سرشار از سدیم است و نیز شامل مقدار زیادی ریبوفلاوین، تیامین، نیاسین، ویتامین ث، کلسیم و فسفر می باشد. پروتئین و چربی آن بسیار اندک است.
انار ماده غذایی مطبوع و دارای خواص طبی بسیار است. داروی مقوی قلب است و برای التهاب معده و جلوگیری از درد دل نافع است. آب انار شربتی مبرد و بسیار عالی است و به هنگام اسهال تشنگی را برطرف می کند. در درمان اسهال ساده و اسهال خونی موثر است. آب انار برای انواع ناخوشی ها از قبیل التهاب قولون، کم خونی، یرقان، فشار خون، بواسیر و درد مفاصل دارویی مفید است و اگر با عسل خورده شود صفرا را کم می کند. در بسیاری از ناراحتیها که با روش هومیوپاتی معالجه می شوند میوه انار تجویز می شود.
جوشانده پوست ریشه انار که شامل ماده قلیایی پالاترین و جوهر مازوست، دارویی بسیار موثر برای دفع کرمها از جمله کرم روده است. نقل شده که این جوشانده برای بیماری سل نیز موثر است. پوست ضخیم انار سبب می شود که این میوه با کیفیت خوبی نگهداری شود. گل انار دارای خاصیت طبی بسیار زیادی است و در مورد سقط جنین غیرعمدی تجویز می شود. گلهای سرخ روشن انار شامل رنگ دانه هایی با کیفیت عالی است.
"انجیر"
نام قرآنی:تین
نامهای متداول:فارسی،اردو، هندی پنجابی، بنگالی، مراتی: انجیر. عربی: تین. عبری: تینه. تلگو: انجورو. کشمیری: انجور؛ تامیلی، ملیالمی: سیمای آئی. بنگالی: دومور. سانسکریت: کاکودومبریکا. انگلیسی:fig. فرانسوی: figue. آلمانی: feige. لاتین:ficus. ایتالیایی:fico. یونانی: sukio’suko. روسی:inzhir’figa. اسپانیایی: higo.
نام علمی:ficus catica (از تیره توتmoraceae)
در قرآن کریم فقط یک مرتبه کلمه تین (انجیر) آمده است؛ اما این یگانه یادآوری اهمیت بسیار دارد. خداوند به تین و زیتون، طور سینا و بلد امین (مکه) سوگند یاد می کند و می فرماید: آدمی در این دنیا به نیکوترین اعتدالی آفریده شده است. تین یا زیتون چه اشاره به درخت باشد، چه اشاره به جایی که این درخت در آن می روید، در واقع به علت اهمیتی که برای انسان دارد دو نام در قرآن مجید آمده است. طول متوسط این درخت حدود 10 متر است و سالی دو بار میوه می دهد. این درخت تنها با وجود حشره ای به نام "مگس انجیر" میوه می دهد؛ در صورت نبودن این حشره باروری غیر ممکن است و میوه ای به دست نمی آید. لازم است این حشره به مناطق جدیدی که کاشت درخت انجیر در آن متداول می شود منتقل گردد وگرنه درخت انجیر ثمر نمی دهد.انجیر ماده ای سرشار از مواد غذایی است و چون الیافی ندارد خوردن آن مخصوصا پس از بهبودی از بیماری طولانی تجویز می شود.
انجیر غذایی کامل است و به سادگی هضم می شود.. از نظر طبی ماده ای است که سنگ کلیه و صفرا را برطرف می کند و در رفع انسداد خفیف کبد و طحال موثر است. این میوه برای رفع انسداد بواسیر و نقرس مدتی تجویز می شود و برای نارسایی کبد نیز مفید است.در حدیثی از حضرت محمد صلّی علیه و آله به بیماران مبتلا به بواسیر توصیه می کند که مرتبا انجیر بخورند. پیامبراکرم صلّی علیه و آله فرمودند:" انجیر میوه بهشت است. آن را بخورید که بواسیر را درمان می کند و ورم مفاصل را بهبود می بخشد"
"انگور"
نام قرآنی: عنب
نام های متداول: فارسی: انگور، فرشنگ. عربی:عنب. اردو،هندی،پنجابی، بنگالی: انگور. تلگو، سانسکریت، مراتی، گجراتی: درکش. ملیمالمی:مونتارنگا؛ کشمیری: داچ. انگلیسی: grape. فرانسوی: vigne- cultive. یونانی:sysphilia. آلمانی: weinbeer. اسپانیایی: uva. لاتینی: Acinus. ایتالیایی: Acino,uva. روسی:Vinograd.
نام علمی: Vitis Vinifera (از تیره انگور Vitaceae)
انگور یکی از لذیذترین میوه هایی است که خداوند برای انسان آفریده است و از این رو یازده مرتبه در قران مجید نام این میوه به صورت مفرد (عنب) و جمع ( اعناب) آمده است.
چند نوع انگور خودرو (مو) در نقاط مختلف جهان دیده شده، بنابراین تعیین زادگاه اصلی مو مشکل است. نقل شده که کاشت مو از زمان نوح متداول بوده است. از این رو شاید بتوان گفت که در بین میوه ها انگور قدمتی بیش از نخل دارد. تاکنون حدود هشت هزار نوع پرورشی در سرتاسر جهان دیده شده که نوعی انگور بی دانه ( به نام تامسون) در سطحی وسیع در چندین کشور کاشته می شود. انگور یکی از بهترین منابع طبیعی گلوکز و فروکتوز است. اخیراً ترکیب دیگری به نام ویتامین از آن تهیه می شود این ویتامین در جلوگیری از خونریزی های ناشی از بیماری قند بسیار موثر است، تورم ولیدی و تصلب شرائین بدن را به خوبی بهبود می بخشد. انگور به علت مواد معدنی موجود در آن خاصیتی محرک، هاضم، آرام بخش، اشتها آور، مبرد و مدر دارد. خون را زیاد تصفیه می کند و ناتوانی عمومی را درمان می بخشد.
آب غوره قابض است و گلو درد را درمان می کند. شیره تاک برای بیماری پوستی و چشم مفید است. انگور هم چنین برای برونشیت مزمن، بیماری های قلبی، التهاب کلیه و نقرس مفید است. برای جلوگیری از تشنج ناشی از یبوست آب انگور به کودک می خورانند و برای تب و سرما خوردگی نیز بسیار ثمر بخش است. برای مبتلایان به بیماری یرقان نیز غذای مفیدی است. انگور در سرتاسر جهان مصرف خوراکی دارد. کشمش از نظر طبی مفید تر از انگور است.کشمش برای تب، سرفه، نزله، یرقان و تورم نیمه حاد کبد و طحال نافع است.
درخ اراک (درخت مسواک)
نام قرآن: خمط
نام های متداول: فارسی: کافور؛ عربی:کافور.(حنا،حنان،یرنا).عبری: کفر.اردو،هندی، گجراتی، بنگالی، مراتی: مهندی. سانسکریت:کوراوا، رگربها. تامیلی، ملیالمی: ماروتونزی. تلگو: گورانت؛ انگلیسی henne),camphor. فرانسوی:kampfer,henne. آلمانی: henna ,kampfer. روسی khan ,kamphora. یونانی: khenna kamphora؛ اسپانیایی: Alhena ,Alcanfor. لاتینی:Cambphora. ایتالیایی: Henna ,camfora.
نام های علمی:Cinnamomum camphora از تیره برگ بو (Lawsonia inermis) از تیره خون فامیان (luthraceae
"ان الابرار بشربون من کاس کان مزاجها کافوراً" (5)
نیکان از جامهایی می نوشند که آمیخته به کافور است.
در آیه فوق از شرابی با طعم کافور برای نوشیدن اهل بهشت نام برده است. تقریبا در تمام تفسیر ها و ترجمه های قرآن مجید کافور را گیاهی از اصل کافور دانسته اند. مشخصات و صفات کافور را بیان کرده و گفته است که کافور بهشت اثرات نامطلوبی ندارد و با کافور زمین متفاوت است.کافور به مقدار کم در هر نوشابه ای مطلوب است و بنابراین شراب بهشتی ممکن است آمیخته با کافور باشد. در فرهنگ های عربی مانند المنجد و لسان العرب علاوه بر کافور چندین معنای دیگر برای این کلمه آمده است، مانند: پوسته خوشه انگور یا خرمای نارس و همچنین به معنای ماده معطری که از نوعی آهو گرفته می شود.
احتمالا نخستین کسی که از کافور در عربستان نام برد، اسحاق بن عمان طبیب مشهور اواخر قرن سوم باشد. تاریخچه کافور به روشنی حکایت از آن دارد که به احتمال زیاد اعراب قبل از اسلام درباره کافور، چه از طریق تجارت با هند و یا از طریق داروهای یونانی، اطلاعی نداشتند.
کافور ماده ای جامد و سفید رنگ با طعم و بویی تند است و با ایجاد شکاف در ماده سفید رنگی که از تنه و شاخه درخت تراوش می شود به دست می آید اما کافور چینی از عصاره جوشانده چوب و پالایش این عصاره از طریق تصعید به دست می آید. هر دو نوع کافور از نظر کار و خاصیت شبیه به هم هستند. کافور به دلیل طعم تند و نامطبوع در تهیه غذا مصرف نمی شود. به علاوه اهمیت دارویی آن چه برای مصرف خارجی و یا داخلی همیشه همراه با احتیاط است. توصیه می شود که داروهای محتوی کافور را به دور از دسترس اطفال نگه دارند، زیرا نه تنها مصرف بلکه بوییدن آن نیز سبب سرگیجه، استفراغ، تهوع، دل درد و در موارد شدید سبب بیماری فلج می شود.کافور یکی از ترکیبات اصلی بسیاری از پمادهایی است که کاربرد خارجی دارند و برای تسکیل درد و بهبود التهاب های عصبی به کار می رود. به عبارت دیگر می توان گفت که کافور دارویی بسیار سودمند در علم پزشکی است و هم در مصرف خارجی و هم داخلی کاربرد دارد؛ اما برای تهیه غذا و ماده ای افزودنی به شربت ها مناسب نیست. در احادیث نبوی در چند مورد به کافور اشاره شده است، در چندین حدیث پیامبر اکرم صلّی علیه و آله توصیه کرده اند که بعد از غسل میت جسد را با آب کافور غسل دهند.
ام عطیه نقل کرده که "یکی از دختران پیامبر درگذشت و ایشان بیرون آمدند و فرمودند او را سه یا پنج مرتبه و اگر فکر می کنید لازم است بیش از آن با آب سدر غسل دهید و در آخر آب کافور بر او بپاشید."
"من"
نام قرآنی: من
نام های متداول: فارسی: ترنجبین گزانگبین. اردو: ترنجبین، گزنجبین، من. عبری: مان. هندی: شیری. تامیلی، تلگو، ملیالمی: منّا. انگلیسی، آلمانی، روسی،لاتینی، یونانی، ایتالیایی: Manne. اسپانیایی: Mana.
نام های علمی:Alhagi Maurorum Media (از تیره نیام داران Leguminosae)؛ Tamarix Mannifera Ehren
(از تیره گز Tamaricacea)
اشاراتی قرانی
بقره/57
" و ضللنا علیکم الغمام و انزلنا علیکم المن و السلوی کلوا من طیبت ما رزقنکم و ما ظلمونا و لکن کانو انفسهم یظلمون"
و ابر را سایبانتان گردانیدیم . برایتان من و سلوی فرستادیم. بخورید از این چیزهای پاکیزه که شما را روزی داده ایم و آنان بر ما ستم نکردند، بلکه برخود ستم می کردند.
"و قطعنم اثنی عشرۀ اسباطاً امماً و اوحینا الی موسی اذا ستسقه قومه، ان اضرب بعصاک الحجر فانجبست منه اثنا عشره عیناً قد علم کل اناس مشربهم و ظلنا علیهم المّن و السلوی کلوا من طیبت ما رزقنکم و ما ظلمونا و لکن کانوا انفسهم یظلمون"(190)
بنی اسرائیل را به دروازه سبط تقسیم کردیم و چون قوم موسی از او آب خواستند به او وحی کردیم که عصایت را بر سنگ بزن. از آن سنگ دوازده چشمه روان شد و هر گروه آبشخور خویش را بشناخت و ابر را سایبان ساختیم و برایشان من و سلوی نازل کردیم. بخورید از این چیزهای پاکیزه که بر شما روزی داده ایم و آنان به ما ستم نکردند بلکه به خودشان ستم می کردند.
3-طه/80-81
" یا بنی اسرائیل قد انجیناکم من عدوکم و اوعدناکم جانب الطور الایمن و نزلنا علیکم المن و السوی(80) کلو من طیبات ما رزقناکم و لا تطغو فیه فیحل علیکم و من یحلل علیه غضی فقد هوی"(81)
ای بنی اسرائیل شما را از دشمنانتان رهانیدیم و با شما در جانب راست کوه طور وعده نهادیم و برایتان من و سلوی نازل کردیم. از چیزهای پاکیزه که شما را روزی داده ایم بخورید و از حد مگذرانیدش تا مبادا خشم من بر شما رسد، که هر کس که خشم من به او برسد، در آتش افتد.
من در عربی اگرچه به معنای "احسان" و "بخشیدن" است، اما در واقع به معنای غذایی شیرین به کار رفته است که پس از خروج بنی اسرائیل از مصرف و سرگردانی آنان در بیابان سینا، خداوند این ماده غذایی را برایشان نازل کرد. علامه یوسف علی بیان می کند "من" صمغی شیرین بود که از درختان گز در صحرای سینا به دست می آمد."من" ماده ای شبیه شهد گیاهی توصیف شده است که بر برگ بعضی درختان می نشیند و صبحدم جمع آوری می شود.
سعید بن زید روایت کرده است که رسول خدا صلی علیه و آله فرمودند: قارچ گیاهی از من است و آب آن شفای چشم می باشد.
این لغت به انگلیسی manna به زبان هیرومن (man) و به زبان عربی من (mann) گفته می شود. این نام به طور کلی به فراورده های شیرینی گفته می شود که از برگ پوست و شاخه ها و حتی در برخی از موارد از خارهای تعدادی از گیاهان در شرایط خاصی بیرون می آید؛ ظاهر شدن این مواد یا از طریق نیش حشرات به قسمت هایی از گیاه نظیر گز علفی، گز خوانسار، گز انگبین، ومانند آنها حاصل شود، یا به طور طبیعی به صورت قطرات شبنم روی گیاه جمع می شود مانند: ترنجبین، که روی گیاه خار شتر جمع می شود و یا از طریق وارد کردن شکافی در ساقه و تنه گیاهان بدست می آید.
انواع معروف من ها دارای خواص دارویی هستند و در طب سنتی بکار گرفته می شوند مانند شکر تیغال، بید خشت، ترنجبین، گزنگبین، گز خوانسار، شیر خشت، گز علفی و.... همچنین من هایی از برخی از گونه های زبان گنجشک مانند زبان گنجشک گل و از برخی درختان پسته و درختان گز گرفته می شود، ضمنا ترشحات صمغی و رزینی که از تعداد کاج ها ، بلوط ها، بیدها، اوکالیپتوس و... گرفته می شود نیز معمولا تحت عنوان "من" رده بندی می شود. معروفترین گیاهانی که از آنها به طریق مختلف "من" گرفته می شود عبارتند از: گیاه شکر تیغال: پیله حشره ای که روی گیاه Echinops candidusیا E.persicus زندگی می کند.
زیتون: (L) Olea europaea صمغ زیتون تولید می کند.
درخت عشر: Apocynum Syriacum یاCalotropis procera از آن سکر العشر می گیرند که سمی است.
اکالیپتوس: E.dumosa A.Cunn.,Eucalyptus Camaldulensis Dehn از آن صمغ کینو به دست می آید.
درخت بیدخشت.: Salix Fragillisi بیدخشت تولید می کند.
گیاه شیرخشت: Cotoneaster Nummularia F.M نوعی شیرخشت تولید می کند.
نوعی گون: Astragahus adscendencs Boiss.Et Hamukn گز علفی تولید می کند.
درخت بلوط: Q.mannifera Lindlm, Quercus Vallonea Kotschy گز علفی تولید می کند.
درخت لاریکس: Larix Europaea Dc از آن ترانتین به دست می آید.
درخت سدر لبنان: صمغ می دهد.Cedrus Libni Barrel
درخت زبان گنجشک گل: )(l)( Fraxinus ornus شیرخشت مرغوب تجاری سیسیل تولید می کند.
خارشتر یا خاربزی:Alhagi Maurorum Baker= Alhagi Cpmelorum Fisch ترنجبین تولید می کند.
ترنجبین
به فارسی ترنجبین ترنگبین گفته می شود، به عربی ترنجبین و به انگلیسی Manna of heady sarum
نام علمی:
ماده ایی شیرین که از منها که روی گیاه «حاج» «خارشتر» یا خاربزی می نشیند، درختچه ای کوچک گسترده روی زمین که بلندی آن از نیم متر متجاوز است و کرک های تیزی دارد؛ غلاف میوه آن کرکدار کمی ضخیم و خمیده و اسفنجی و تخمدان آن پوشیده از تارهای ابریشمی است. ریشۀ آن بسیار عمیق و دانه های آن در ابعاد ارزن و به رنگ سرخ است. این گیاه به آن سبب علف ترنجبین گویند که در فصل گرمای تابستان روی برگ و شاخه های آن قطرات سخت ترنجبین به شکل شبنم سفت شده دیده می شود.
از نظر خواص: خارشتر یا گیاه «الحاج» از نظر طبیعی طبق نظر حکمای طب سنتی خیلی گرم و خشک است، از نظر خواص معتقد هستندکه این گیاه مدر و مسهل و برای سینه بسیار مفید است. جوشانده آن معرق است. مالیدن روغن برگ های آن برای روماتیسم بسیارمفید است. گل های آن برای بواسیر بسیار مفید است. عرق خارشتر اگر مدتی با مداومت خورده شود برای دفع سنگ کلیه و مثانه تا حدودی مؤثر است. ترنجبین از این گیاه به دست می آید.معمولاً در مناطقی که این گیاه ترنجبین نمی دهد به مصرف تعلیف دام و شتر و بز می رسد؛ به همین جهت این گیاه به خارشتر و خاربز معروف شده است. در مناطقی که این گیاه ترنجبین دهد، شتر و بز خیلی خواهان تعلیفاز آن بوده و پروار هم می شوند.سابقاً مرسوم بود از ترنجبین در خراسان و یزد و در کارخانجات ساده قندگیری به صور سنتی قند تولید می کردند اما پس از مدتی چون فروش ترنجبین از نظر دارویی بازار بهتری پیدا کرد فقط به عنوان دارو عرضه می شود
از نظر شیمیایی: روشن شده است که در ترنجبین به مقدار زیادی قند ساکاروز وجود دارد.
از نظر خواص: ترنجبین طبق نظر حکمای طب سنتی کمی گرم تر از شیرخشت و در عین حال تر می باشد؛ به طور کلی ملین و مسهل صفرا است. در مورد سرفه، درد سینه، تسکین عطش و تب های گرم از شیر خشت لطیف تر و مؤثرتر است. با آب پنیر برای اخلاط سوخته و ماءالشعیر برای دفع اخلاط گرم و مخلوط با کره برای باز کردن ادرار در مواردی که تشریح ادرار بند می آید و مداومت در مصرف آن با شیر تازه برای تحریک قوه باء مفید است برای این کار باید 30 گرم آن را با 200 گرم شیر تازه هربار بیاشامند.اگر ترنجبین با آب زیره خورده شود برای صدای شکم که با تب خفیفی توام باشد نافع است.
توجه: خوردن ترنجبین برای بیماران مبتلا به حصبه، اسهال خونی، بواسیر و خون ادراری مضر است. ترنجبین برای طحال و اشخاص گرم مزاج مضر است.
برای تهیه: مقدار لازم ترنجبین را در آب جوش می ریزند تا حل شود و آب صاف روی آن را برداشته و می گذارند کمی بماند و مواد خارجی آن ته نشین و مایع صاف روی آن آمده مصرف است اگر صبح ناشتا خورده شود مؤثرتر است. مقدار خوراک آن 35-12 گرم است.
شیخ الرئیس بوعلی سینا معتقد است: ترنجبین شبنمی است که اکثراً در خراسان و ماوراء النهر فرود آید و در مملکت ما بیشتر بر گیاه«حاج» می نشیند، تازه و سفیدش خوب است، مزاج آن معتدل و مایل به گرمی است؛ خواص آن ملین و زاینده است. داروی سرفه است و سینه را نرم می کند. تشنگی را فرو می نشاند. اسهالش ملایم است و صفرا بیرون می آورد و داوری اسهالش ده مثقال تا 20 مثقال برحسب مزاج شخص است.
«کدو»
نام قرآنی: یقطین
نام های متداول: فارسی: کدو. عربی: یقطین، دباء قرع، قرعه. اردو؛ هندی: لوکی. ساسکیریت: الابو، تومبی. دودهی. مراتی: بهوپلا. تامیلی: سوریکای. ملیالمی، تلگو: آنپاکای. کشمیری: آل. انگلیسی: Gourd,. Calabash. فرانسوی: Calebasse Gourde. لاتینی: Cucurbita. آلمانی: Kurbis. اسپانیایی: .Calabacera,Calabaz. روسی: Teekva. یونانی: Kolokitha.
نام علمی: L.Vulgaris:Lagenaria Siceraria؛ (از تیره کدو Curcbitaceae)
« وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۳۹﴾ إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿۱۴۰﴾ فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنْ الْمُدْحَضِينَ ﴿۱۴۱﴾ فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿۱۴۲﴾ فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِينَ ﴿۱۴۳﴾ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿۱۴۴﴾ فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاء وَهُوَ سَقِيمٌ ﴿۱۴۵﴾ وَأَنبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِّن يَقْطِينٍ ﴿۱۴۶﴾»
و یونس از پیامبران بود. چون به کشتی پر از مردم گریخت، قرعه زدند و او مغلوب شد. ماهی ببلعیدش و او در خور سرزنش بود. پس اگر نه از تسبیح گویان بود، تا روز قیامت در شکم ماهی می ماند. پس او را که بیمار بود به خشکی افکندیم و برفراز سرش بوته کدوی رویاندیم. کدوی قلیانی شبیه یک بطری است و از زمان های بسیار قدیم در عربستان کاشته می شده و در توصیف قرآنی کلمه«شجره من یقطین» به کار رفته است. بنابراین قرآن بر درختی روینده تأکید می کند و حداکثر می توان گفت که درختی بالارونده برای سایه دادن در کنار درختی دیگر روئیده بود.
کدو از سبزی های مفید است و شامل: پکتین، ویتامین، کلسیم، فسفر، آهن، پتاسیم و ید می باشد. کدو ماده ای مدر و نیز برای درمان نقرس مفید است. روغن تخم کدو دارویی مؤثر برای تسکین سردرد می باشد. حضرت محمد(ص) به کدو مانند هر میوۀ دیگری علاقه مند بودند.
«خردل»
نام قرآنی: خردل
نام های متداول: فارسی: اسپندان، خردل. اردو، هندی، مراتی: رأئی، کالی، سرسوم. بنگالی: رائی سوریشا. کشمیری. تلگو: آوالو. ملیالمی: کدو کو. سانسکریت: راجیکا، سرشی ها. انگلیسی: Mustrrd. فرانسوی: Moutrrd. آلمانی: Senf. لاتینی: Sinapi. ایتالیایی: Senape. یونانی: Mostaarda. اسپانیایی: Mostaza. روسی: Gorchitsi.
نام علمی:(از تیره خردلBracicaceae )
1- انبیاء/47
«وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ»
روز قیامت ترازوهای عدل را تعبیه کنیم و به هیچ کس ستم نمی شود. اگر عملی به سنگینی یک خردل هم باشد به حسابش می آوریم: که ما حساب کردن را بسنده ایم.
يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ ﴿۱۶﴾
ای پسرک من، اگر عمل تو به قدر یک دانه خردل در درون صخره ای یا در آسمان ها یا در زمین باشد، خداوند به حسابش می آورد، که او ریزبین و آگاه است.
آرد خردل قی آور است و برای ضماد نیز به کار می رود. از نظر مصرف خارجی این روغن محرک است. مشمع خردل برای نقرس، سیاتیک، کهیر و غیره مؤثر است. تصور می شود دانه خردل ضد کرم و اشتهاآور باشد و موجب نرم شدن غذا در دهان می شود.
«نخل»
نام قرآنی: نخل، نخیل
نام های متداول: فارسی: نخل، خرما. عربی،عبری: تمر. اردو: خرما، کهجور. هندی، گجراتی، مراتی: پند کهجور. بنگالی: پنجابی، پند. تلگو: کرجورو. کشمیری: کهریز. ملیالمی: انتها. سانسکریت: کرجور. تامیلی: پریچای. انگلیسی: Data-palm. فرانسوی: Dattero. لاتینی: Palma. روسی: Finik. اسپانیایی: Palmera,datil. آلمانی: Dattelpalm. یونانی: Finiks khurmas.
نام علمی: phoenix dactylifera از تیره نخل
palmaceae, Arecaceae
1- بقره/ 266
أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاء فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ﴿۲۶۶﴾
آیا از میان شما کسی دوست داشته باشد که او را بوستانی از خرما و انگور بوده باشد و جویها در پای درختانش جاری باشد، و هرگونه میوه ای دهد و خود پیر شده و فرزندانی ناتوان داشته باشد، بناگاه گردبادی آتشناک در آن بوستان افتد و بسوزد؟ خداوند آیات خود را برای شما این چنین بیان می کند، باشد که بیندیشید.
2- انعام/99
وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿۹۹﴾
اوست خدایی که از آسمان باران فرستاد و بدان باران هرگونه نباتی را رویاندیم و از آن نبات ساقه ای سبز و از آن دانه هایی بر یکدیگر چیده و نیز از جوانه های نخل خوشه هایی سرفروهشته پدید آوردیم و نیز بستان هایی از تاک ها و زیتون و انار، همانند و ناهمانند به میوه هایش آنگاه که پدید می آیند و آنگاه که می رسند بنگرید که در آن ها عبرت هاست برای آنان که ایمان می آورند.
3- انعام/ 141
وَ هُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ﴿۱۴۱﴾
و اوست که باغ هایی آفرید نیازمند به داربست و بی نیاز به داربست و درخت خرما و کشتزارها، با طعم های گوناگون و زیتون و انار، همانند، در عین حال ناهمانند. چون ثمره آوردند از آن ها بخورید و در روز حق آن را بپردازید و اسراف مکنید که خدا اسرافکاران را دوست ندارد.
4- رعد/4
وَفِي الأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِّنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاء وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿۴﴾
و بر روی زمین قطع های است در کنار یکدیگر و باغ های انگور و کشتزارها و نخل هایی که دو تنه از یک ریشه و همه به یک آب سیراب می شوند و در ثمره، بعضی را بر بعضی دیگر برتری نهاده ایم. هر آینه در این ها برای خردمندان عبرتهاست.
5- نحل/11
يُنبِتُ لَكُم بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالأَعْنَابَ وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿۱۱﴾
و با آن برایتان کشتزار و زیتون و نخل ها و تاکستان ها و هر نوع میوه برویاند، در این عبارتی است برای مردمی که می اندیشند.
6- نحل/ 67
وَمِن ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿۶۷﴾
و از میوه ها و نخل ها و تاک ها شرابی مست آور و رزقی نیکو بدست می آورید، و خردمندان را در این عبرتی است.
7- اسراء/ 91
أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا ﴿۹۱﴾
یا تو را بستانی باشد از درختان خرما و انگور که در خلالش نهرها جاری گردانی.
8- کهف /32
وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلًا رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا ﴿۳۲﴾
برایشان داستان دو مرد را بیان کن که به یکی دو تاکستان داده بودیم و برگرد آن ها نخل ها و در میانشان کشتزار کرده بودیم.
9- مریم / 23
فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا ﴿۲۳﴾
درد زایمان او را به سوی تنه درخت خرمایی کشانید. گفت ای کاش پیش از این مرده بودم و از یادها فراموش شده بودم.
10- مریم /25
وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا ﴿۲۵﴾
نخل را بجنبان تا خرمای تازه چیده برایت فرو ریزد.
11- طه / 71
قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَى ﴿۷۱﴾
فرعون گفت: آیا پیش از آن که شما رارخصت دهیم به او ایمان آورید؟ او بزرگ شماست که به شما جادوگری آموخته است. دستها و پاهایتان را از چپ و راست می بریم و بر تنه درخت خرما به دارتان می آویزیم. تا بدانید که عذاب کدام یک از ما سخت تر و پاینده تر است.
12- مؤمنون / 19
فَأَنشَأْنَا لَكُم بِهِ جَنَّاتٍ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ لَّكُمْ فِيهَا فَوَاكِهُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿۱۹﴾
با آنها برایتان بوستان هایی از خرما و انگور پدید آوردیم. شما را در آن باغ ها میوه های بسیاری است که از آنها می خورید.
13- شعراء 148
«وزُروغ و نخل طلعها هضیم»
و کشتزارها و نخلها با آن شکوفه های نرم و لطیف؟
14- یس/ 34
«و جعلنا فیها جنات من نخیل و اعناب و فجرنا فیها من العیون»
و در آن باغ هایی از نخل ها و تاک ها پدید آوردیم و چشمه هایی را روان ساختیم.
15- ق/ 10
«و النخل با سقات لها طلع نضید»
و نخل های بلند با خوشه های برهم چیده
16-قمر/20
«تنزع الناس کانهم اعجاز نخل منقعر»
که مردمان از زمین، همانند ریشه های از جا کنده نخل، بر می کند.
17- رحمان/11
«فیها فاکهه و النخل ذات الاکمام»
در آن میوه[ها] و نخل ها ابا خوشه های غلاف دار
18- رحمن/11
«فیها فاکهه و نخل و رمان»
در آن دو میوه هست و نخل هست و انار هست.
19- حاقه/ 7
«سخرها علیهم سبع لیال و ثمانیه ایام حسوما فتری القوم فیها صرعی کانهم اعجاز نخل خاویه»
آن عذاب را هفت شب و روز پی در پی بر آنان بگماشت. آن قوم را چون تنه های پوسیده خرما می دیدی که افتاده اند و مرده اند.
20- عبس/29
«و زیتونا و نخلا»
و زیتون و درخت خرما
در قرآن مجید نام بسیاری از میوه ها و درختان میوه بدست آمده است ولی نام نخل پیش از همه اینها تکرار شده است.
درخت خرما در زبان عربی «نخل» و میوه آن «ثمر» نامیده می شود. هر چند در بسیاری از کشورهای عربی و آفریقایی کلمه هندی «کهجور» و کلمه فارسی «خرما» برای مسوه این درخت کاربردی عام دارد.
تصور می شود که پرورش و کاشت درخت خرما 6000 تا 8000 سال قبل در بین النهرین آغاز شد. احتمالاً هیچ درخت میوه دیگری در آن زمان بجز درخت خرما در جایی کاشته نمی شد و شاید به همین علت خرما همیشه با تمدن و فرهنگ بشری همراه بود.
بنابر ضرب المثل کهنی عربی فواید درخت خرما به اندازه تعداد روزهای سال است و ظاهراً چنین است، زیرا خرما واقعاً فواید درخت خرما به اندازۀ تعداد روزهای سال است و ظاهراً چنین است، زیرا خرما واقعاً فواید گوناگونی دارد. از چوب آن در بنایی، چندین کاردستی مانند بادبزن، طناب، چوبدستی، حصیر و غیره بکار میرود. بنابر سنتی قدیمی عادت اعراب بر این بود که در مراسم شادمانی همگانی برگ های درخت خرما را در دست می گرفتند و به صورت دسته هایی از معابر می گذاشتند. هستۀ خرما اگر خیسانده و آرد شود غذای مناسبی برای دام می باشد. خرما بر آن که میوه ای شیرین و لذیذ است بهترین مادۀ غذایی برای انسان است.
خرما شامل بیش از 60% قند تبدیل شده و دکستروز به اضافه مقدار زیادی کاساروز و پروتئین، پکتین، تانین، سلولز، نشاسته و چربی، به نسبت های متفاوت است. مقدار زیادی ویتامین های نیز در آن وجود دارد. به علاوه ترکیبات معدنی آهن، سدیم، کلسیم، گوگرد، کلر و فسفر در خرما دیده می شود. خرمای خوراکی، مانند عسل در ساختن شیرینی، نوشابه، شکر و شربت های شیرین به کار می رود.
خرما درختی دو پایه است؛ یعنی نر و ماده آن بر دو ساقه جداگانه می روید و گرده افشانی بین گل های دو درخت سبب تولد میوه می شود. یک درخت خرمای نر برای گرده افشانی یکصد درخت ماده کافی است. باغ خرما نخلستان نامیده می شود که به معنی واحه نیز می باشد. مشهور است که اگر در نخلستانی درختان خرمای نر وجود داشته باشد هیچ یک از درختان آن نخلستان میوه نخواهد داد. پیش از ظهور اسلام مردمان قبایل عربستان درختان خرما مخصوصاً درختان خرمای نر قبایلی را که با آنان دشمنی داشتند قطع و نابود می کردند. مسلمانان با این عمل قطع درختان مخالفت و آن را منع می کردند. این گونه رفتار با درختان را فاسد فی الارض می دانستند. حتی به هنگام جنگ به امیران لشگری دستور می دادند که مردم بی گناه آزار نرسانند و درختان سبز را نبرند. این حساسیت شدید نسبت به حفظ درختان اندیشه ای انقلابی و راهی عملی برای گسترش جامعه ای انسانی بوده است. به طوری که مقابله با بنی نضیر که مسلمانان ناچار شدند درختان خرمای دشمن را ببرند تا پیشرفت نیروها را ممکن سازند؛ زمانی این عمل آنان را بشدت اندوهگین کرد در آن هنگام بود که آیه 5 از سورۀ حشر نازل شد و اندوه مسلمانان را تسکین بهشید و در شرایط دشوار اجازه انجام چنین کاری را به آنان داد.
خرما از نظر پزشکی بسیار با ارزش است. آرام بخش، ملیم و محرک قلب است و از فراموشی جلوگیری می کند. برای ناراحتی های تنفسی به طور کلی و بویژه برای تنگی نفس(آسم) مفید است. خرما لینت آور، مدر و مقوی قوه باه است. و با توجه به تمام خواص و ترکباتش می توان آرا غذایی کامل و نیروبخش دانست. ضماد آرد هسته خرما برای شفای بیماری های چشمی مخصوصاً ورم قرنیه و چشم درد مفید است.
حضرت محمد(ص) برای حفظ سلامت، مردم را به خوردن منظم خرما توصیه می کند. هرچند نقل شده که یک بار حضرت علی(ع) را در دوران نقاهت از خوردن خرما نهی فرمود و این توصیه کاملاً بر پایه ای علمی استوار است زیرا خرما دارای الیافی غذایی است و کسانی که دورۀ نقاهت را می گذرانند و معده ای ضعیف دارند هضم این الیاف برایشان مشکل است. خرما برای زن حامله بسیار مفید است و به همین جهت هنگامی که حضرت مریم درد زایمان گرفت برایش خرما آماده شد.
سن متوسط درخت خرما حدود دویست سال است. ظرافت و زیبایی نخلستان ها منظره ای بدیع می آفریند. از نظر جغرافیای گیاهی منطقه کاشت نخل، گستره ای است از غرب هندوستان تا شرق آفریقا. اما بهترین ناحیه تولید این محصول عراق، عربستان، ایران و مصر می باشد.
حدود 60 گونه نخل در سرتاسر بخش های گرمسیر آفریقا و آسیا وجود دارد. درخت خرمای خوراکی هرگز به صورت خودرو در هیچ نقطه ای از جهان مشاهده نشده است.
علاوه بر ارزش های غذایی و طبی از نظر تاریخی و فرهنگی نیز می توان درخت خرما را «لطف الهی» نسبت به «آدمی» دانست و شاید به همین علت است که در قرآن مجید به طور مکرر با احترام از آن یاد شده است.
چند حدیث دربارۀ نخل
1- ابو بضیر(ره) روایت کرده است: «ما به او (رسول خدا(ص)) کره وخرما هدیه کردیم زیرا او آن دو را با هم دوست داشت» (3،5)
2- انس بن مالک(ه) از رسول خدا(ص) روایت کرده که فرمود: «از خوردن غذای عشاء خودداری نکنید، حتی اگر شامل چند دانه خرما باشد، غفلت از خوردن غذای عشاء خودداری نکنید، حتی اگر شامل چند دانه خرما باشد. غفلت از خوردن غذای عشاء عمر را کوتاه می کند.»
3- از رسول خدا(ص) فرمود: «مثل مؤمن مانند نخل است.»
4- زمانی رسول خدا(ص) به علی(ع) سفارش کرد که زیاد خرما مخور زیرا بتازگی از بیماری شفا یافته ای و ضعیف هستی.
5- جابر بن عبدا.. روایت کرده استکه رسول خدا(ص) توصیه فرمود کشمش و خرما را باهم نخورید.
«زیتون»
نام زیتون شش مرتبه در قرآن آمده است و یک بار در سورۀ مؤمنون آیه 20اشاره غیر مستقیم به درختی شده که روغن می ئهد و در کوه سینا می روید. نام زیتون به تنهایی دوبار آمده است در حالی که پنج بار همراه با دیگر میوه ها یعنی خرما، انگور و انجیر از آن یاد شده است.
نام علمی زیتون«الیا یوروپیا» است و در سرتاسر منطقه مدیترانه ای کاشت می شود. زیتون درختی تناور نیست و کمتر اتفاق می افتد که ارتفاع آن به هشت متر برسد. زادگاه اصلی این درخت فینیقیه که در حدود سال 2000 قبل از میلاد در این ناحیه کاشته می شده و از آن جا به غرب یعنی اروپا و آفریقا و به شرق یعنی افغانستان و ایران راه یافته است.
«درخت زیتون کخ نه خاوری است نه باختری.»
درخت زیتون متعلق به همه جهان است زیتون از طریق پیوند زدن تکثیر می شود و درختان غیر پیوندی میوه ای نامطبوع دارند. زیتون نارس طعمی تلخ دارد و در تهیه ترشی و چاشنی غذا از آن استفاده می شود. اما میوه رسیده طعمی بسیار مطبوع دارد.
روغن زیتون خوراکی در اروپا خواهان بسیار دارد و در تهیه سالاد و غیره مصرف می شود. این روغن را می توان در این گونه غذاها به صورت خام مصرف کرد. در زمان های قدیم سربازان عرب در لشکر کشی ها نان و روغن زیتون با عسل برای غذا همراه خود می بردند.
زیتون ارزش دارویی زیادی دارد. در صورتی که به صورت خوراکی مصرف شود ماده ای مغذی، آرامش بخش و مسهلی ملایم است و زخم معده و اثنی عشر بیمار رابهبود می بخشد و در مورد نارسایی های کلیوی به عنوان غذایی بدون ازت تجویز می شود. روغن زیتون ماده ای ملین است و مصرف خارجی آن پوست بدن و تاول های سودا(اگزما) و داء الصدف را نرم می کند. این روغن برای ماساژ دادن نیز مناسب است و از ترکیبات مهم بسیاری از مرحم ها و ضمادها می باشد. در حدیثی رسول خدا حضرت محمد(ص) به مردم توصیه می کند که از روغن زیتون برای خوردن و برای ماساژ دادن استفاده کنند زیرا از «شجره مبارکه» گرفته شده است.
نوع مرغوب زیتون زرد کرمی رنگ، گاهی مانایل به سبز، چنان صاف و شفاف است که اگر در ظرفی شیشه ای ریخته شود حالت شیئی درخشان دارد و چون در چراغی بسوزد روشنی چراغ افزون می شود. این خاصیت زیتون در عبارت «نور علی نور» توصیف شده است.
چند حدیث
1- پیامبر (ص) فرمود: «زیتون را بخورید و آن را به بدن خود بمالید که آن از شجره مبارکه گرفته شده است.»
2- رسول خدا(ص) فرمود: «زیتون را بخورید و به بدن خود بمالید که هفتاد مرض از جمله جذام را شفا می بخشید.»
3- رسول خدا(ص) فرمود: «شما روغن را از شجره مبارکۀ زیتون می گیرید. خود را با آن معالجه کنید که شفابخش بواسیر است.»
«سدر»
نام های متداول: فارسی: سدر؛ عربی: شجره الله، ارز، ارالرب، ارز البنان،؛ عبری: اهرازم؛ انگلیسی: Cedar؛ فرانسوی: Cedar؛ آلمانی: Zeder؛ لاتینی: Cedrus ilbani؛ یونانی: Kedros، ایتالیایی، اسپانیایی: Cedro؛ روسی: Kedr.
نام علمی: cegrus ilbani (از تیره کاج Pinceae )
در قرآن مجید چهار بار نام کلمه سدر آمده است. دوبار در سوره نجم و دوبار در هر یک از سوره های واقعه و سبأ. فقط یک مورد(سوره سبا) اشاره به این زمین خاکی و سه مورد دیگر وصف بهشت و آسمان هاست.
اغلب مفسران و مترجمان قرآن به زبان انگلیسی سدره را درخت کنار می دانند.
فقط خداوند آگاه است که این چه نوع درختی است. می توان گفت که ریشه های این درخت عظیم در آسمان ششم بود و شاخه های آن بالای آسمان هفتم. «سدره المنتهی مرزی است که این جهان را از جهان دیگر جدا می سازد.» به طور مسلم بسیاری از چیزهای موجود در این جهان از جمله گیاهان قطعاً در بهشت نیز وجود دارند.
در کتاب الغه القرآن، سدر به معنای درختی است که آخرین حد معرفت انسانی را مشخص می کند. سدره المنتهی را مرز اداراک بشر می داند. در هیچ یک از چهار آیه مربوطه به سدر نشانه ای یا وصفی از میوه آن نیامده است، به علاوه در هیچ یک از این آیات خداوند کلمه سدر را همراه با درختان میوه دار دیگر مانند نخل زیتون، انگور و انار نام نبرده است، در چندین آیه قرآن نام این میوه ها و درختان میوه با هم آمده است اما در هیج جا سدر همراه با آنها نیامده است. از این رو به روشنی معلوم است که منظور خداوند از ذکر سوره در واقع تنها بیان زیبایی، استحکام و عظمت درخت سدره بوده است نه میوه آن مثلاً در سوره نجم سوره واقعه با ذکر کلمۀ سدروصف بدیع و زیبایی از آسمان ها و بهشت آمده است در صورتی که در سوره سبأ یک نوع از سه درخت استواری بود که از سیل بنیان کن عرم در امان ماند؛ دو درخت دیگر خردل و گز بود.
آدمی محور زیبایی درخت سدر می شود. منظره سدر افسونگر و جذاب است. درخت سدره در آسمان ششم و هفتم (سوره نجم) تناورترین درخت و زیباترین خلقت خداوند بود و موضوع وصف عظمت بیشتر پیامبران بود. در سوره ای دیگر (واقعه) که شرحی از نعمت های بهشت است نام این درخت به صورت سدر مخضود یعنی سدر بی خار از آن جهت آمده که در آیه بعدی همین سوره از طلح که درختی خاردار است نام برده است. در سوره سبأ آن جا که می گوید فقط سه نوع درخت از ایروانی سیل رهایی یافتند و گرنه تمام بوستان ها کلاً نابود می شوند، توصیف روشنی از سدر آمده است. این گیاه خمط (درخت مسواک)، اثل(گز) و سدره(سدر لبنانی) می باشند که هر سه درختانی محکمند و ریشه هایی عمیق دارند.
در احادیث بسیاری توصیه شده است برای غسل دادن میت برگ سدر را در آب گرم مخلوط کنند که مناسب ترین گیاه ضدعفونی ککده می باشد.
«عدس»
نان قرآنی: عدس
نام های متداول: فارسی، عربی: عدس، عبری: عدشه، اردو، هندی، پنجانی، گجرانی، مراتی، بنگالی، کشمیری، تامیل: مسور؛ سانسکریت: مسورک؛ تلگو: پیو؛ انگلیسی: lentil؛ فرانسوی: lentille؛ لاتینی: lens؛ آلمانی: linse؛ نان علمی: L.Esculenta: Lens culinanis از تیره نیام داران
اشاره قرآنی
1- بقره /61
"وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْرًا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ "
و آن زمان را که گفتند: ای موسی، ما بر یک نوع طعام نتوانیم ساخت از پروردگارت بخواه تا ما از آنچه از زمین می روید چون سبزی، خیار، سیر، عدس و پیاز برویاند. موسی گفت: آیا می خواهید آنچه را برتر است به آنچه فروتر است بدل کنید؛ به شهری بازگردید که در آن جا هرچه خواهید به شما دهند. مقرر شد بر آنها خواری و بیچارگی و خشم خدا را برخود هموار ساختندو این بدان سبب بود که به آیات خدا کافر شدند و پیامبران را به ناحق کشتند و نافرمانی کردند و تجاوز ورزیدند.
در روزگاران قدیم عدس را برای تهیه نان به کار می برند نه به عنوان حبوبات عدس شامل حدود 12% آب و 60% مواد قندی مختلف است که نیمی از این مواد نشاسته می باشد و 25% آن پروتئینی با کیفیتی خوب است همراه با مقدار کمی فسفر و پتاسیم.
عدس ماده ای است مدر و مسهلی ملایم، خمیر عدس برای معالجه آبله مرغان و جوشه های پوست مفید است.
پیاز
نام قرآنی: بصل
نام های متداول: فارسی، اردو، هندی، پنجابی، پیاز؛ عربی: بصل؛ ساسکیریت: پلندو؛ بنگالی: پیانج؛ تلگو: وولی: تامیلی: ونگائم؛ ملیالمی: اولی؛ گجرائی، مراتی: کانده؛ کشمیری: گانده؛ انگلیسی: onion؛ فرانسوی: Qignon؛ آلمانی: Zwible؛ لاتینی: Caepa، ایتالیایی: Cipolla، یونانی:krommun، krommdi، اسپانیایی: Cebolla؛ روسی:lukovitsa .
نام علمی: Allium cepa(از تیر سوسن lilaceae)
سیر و پیاز از نظر گیاه شناسی از یک جنس می باشند. بیش از 60 گونه گیاه مختلف از جنس سیر در نصر و عربستان می روید. مردم مصر باستان علاقه زیادی به سیر و پیاز داشتند. کارگرانی که به خدمت گرفته شده بودند و در برنامه غذایی شان علاوه بر تربچه، سیر و پیاز نیز وجود داشت. این دو گیاه از نظر طبی بسیار مفیدند اما بویی زننده و طعمی تند دارند مخصوصاً اگر به صورت خام مصرف شوند.
پیاز از ترکیبات مهم بسیاری از غذاها است. پیاز خام اگرچه سبب ناهنجاری در تنفس می شود.، اما پیاز پخته را برای خاصیت ضدعفونی کننده ای که برای تمام دستگاه گوارش دارد همگان مصرف می کنند. پیاز محرک، مدر و خلط آور است. پیاز مخلوط با نمک طعام برای درمان قولنج و اسکوربوت مفیداست. پیاز سرخ شده به صورت ضماد برای دمل هایی که سرباز کرده اند به کار می رود. بوییدن آب پیاز برای به هوش آوردن بیمار و رفع تشنج مفد بوده و جهت درمان گوش درد نیز آب پیاز گرم به گوش می چکانند.
جوشاندۀ پیاز برای جلوگیری از احساس گرمای شدید بسیار مناسب است. پیاز سرخ کرده دارویی مؤثر برای بواسیر است.
و آن زمان را که گفتند: ای موسی ما بریک نوع طعام نتوانیم ساخت، از پروردگارت بخواه تا برای ما آنچه از زمین می روید چون سبزی، خیار، سیر، عدس و پیاز برویاند.
بقره/ 61
«سیر»
نام قرآنی: فوم
نام های متداول: فارسی: سیر؛ عربی: فوم، تریاق الفقراء؛ عبری: شومیم؛ اردو، هندی، گجرائی، مراتی: لهسن؛ سانسکریت: لاسونا؛ بنگالی: رسوم؛ پنجابی: ثوم؛ تامیلی: لیپاندو؛ کشمیری: رهن؛ تلگو: ویلولی؛ ملیالمی؛ انگلیسی: Garlic: فرانسوی: Ali؛ آلمانی: Knoblauch؛ لاتینی: Allium؛ ایتالیایی: Aglio؛ یونانی: Skordo؛ اسپانیایی:Ajo؛ روسی: Chesnok.
نام علمی: Allium Sativum از تیره سوسن Liliaceae
سیر به علت خواص دارویی آن شناخته شده است و به علت فذاوانی و در دسترس بودن آن را به عربی تریاق الفقرا(پادزهری برای فقیران) می نامند. سیر برای مداوای امراض مختلف و برای معالجه فشارخون مفید است. گیاهی گرم، محرک، ضدنفخ، قاعده آور(برای زنان)، ضد درد استخوان، ضد کرم و مقوی است. برای درمان تنگی نفس بسیار مؤثر است. سیر برای درمان ناراحتی های روده ای به عنوان ماده ای ضدعفونی به کار می رود. در مورد سل ریوی عصاره سیر سرفه های شدید را کاهش داده و به عنوان ماده ای خلط آور به کار می رود و برای سر باز کردن دمل نیز مؤثر است. مصرف آن با نمک طعام برای تسکین سردرد و آرامش اعصاب، نفخ معده و روده، هیستری و غیره مفید است. سیر برای درمان گلودرد، فلج، نقرس، گوش درد و کری مفید است. درصورت دسترسی نداشتن به آنتی بیوتیک های معمولی، عصارۀ سیر را برای پیشگیری از عفونت باکتری های و چرکی شدن زخم ها به کار می برند.
علی بن ابی طالب علیه السلام از پیامبر صلی علیه و آله نقل کرده که فرمود: خود را با سیر معالجه کنید که هفتاد مرض زا شفا می بخشد.
و آن زمان را که گفتند: ای موسی ما بریک نوع طعام نتوانیم ساخت، از پروردگارت بخواه تا برای ما آنچه از زمین می روید چون سبزی، خیار، سیر، عدس و پیاز برویاند.
«خیار»
نام قرآنی: قنا
نام های متداول فارسی، عبری، اردو، خیار؛ اردو،مراتی، گجراتی: گکری؛ سانسکیریت: کرکاتی؛ کیشیوم؛ بنگالی: کانکور؛ تلگو: ملودوزکای؛ نامیلی: مولولاریکاری؛ انگلیسی: cucumber؛ آلمانی: Gurke؛ روسی: ogurets؛ اسپانیایی: Pepino؛ یونانی: Angouri
نام علمی: Cucumis Sativus از تیره کدو Cucurbitaceae
انواع خیار به صورت خام و پخته مصرف می شود. خیار شامل 90 درصد آب، حدود 3 درصد مواد قندی، کمتر از 1 درصد پروتئین و مقداری بسیار ناچیز چربی می باشد. خیار سرد و مدر است و ماده ای بسیار پرارزش برای درست کردن سالاد است.
از عبدالله بن جعفر نقل شده است که گفت: من خود دیدم که حضرت محمد(ص) خرمای تازه و خیار با هم می خورد.
«اقاقیا(مور)»
نام قرآنی: طلح
نام های متداول: فارسی: اقاقیا؛ عربی: طلح، سیال، سنط، شوک البان؛ عبری: سنه، شتیم، شطه؛ هندی، اردو: مور، کیلا، ببول؛ ملیالمی: ایچامرام؛ انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، اسپانیایی، لاتینی، Acacia، آلمانی: Akatsiya، یونانی: Akakia
نام علمی: Acacia Species(از تیره نیام داران leguminosae)
واقعه 27-34
وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ ﴿۲۷﴾ فِي سِدْرٍ مَّخْضُودٍ ﴿۲۸﴾ وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ ﴿۲۹﴾ وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ ﴿۳۰﴾ وَمَاء مَّسْكُوبٍ ﴿۳۱﴾ وَفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ ﴿۳۲﴾ لَّا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ ﴿۳۳﴾ وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ ﴿۳۴﴾
اما اصحاب سعادت، اصحاب سعادت چه حال دارند؟ در زیر درخت سدر بی خار و درخت موری که میوه اش بر یکدیگر چیده شده، سایه ای دایم، آبی همواره جاری و میوه ای بسیار، که نه منقطع گردد و نه کس را ازآن باز دارند و زنانی ارجمند.
صمغ طلع در صنایع مختلفی از جمله صنایع غذایی، دارویی، بافندگی،کاغذسازی، جوهرسازی، رنگ سازی، چسب سازی و چاپ سنگی به کار می رود. طلح و دیگر صمغ های اقاقیایی مانند صمغ، حشبو کیلا خواص طبی سودمندی دارند، صمغ سرخ کرده(با روغن) را به زنان، بعد از زایمان، می خورانند و می گویند که برای ضعف عمومی بدن بسیار مؤثر است. مردم تصور می کنند که برای تقویت قوۀ باه نیز مؤثر است.
«ریحان»
نام قرآنی: ریحان
نام های متداول: فارسی: شاه اسپرم، ناز بویه، عربی: شاهسبوم؛ ریحان، حبق؛ اردو، هندی، گجراتی: سبزه؛ بنگالی، مراتی: سبجه، کشمیر: نیازبو؛ فرانسوی: Basilic، لاتینی: Ocium؛ آلمانی:bailien ، ایتالیایی Basilic، اسپانیایی: Albahaca، روسی: Basilika؛ یونانی: Basilikos
نام علمی: Ocimum Basilicum از تیره نعنا labioatae:lamiaceae
1- الرحمن- 12"
و الحب ذو العصف و الریحان» (12)
و دانه هایی که همراه با کاهند و نیز گیاهان خوشبو.
2- واقعه/89
«فروح و ریحان و جنت نعیم» (89)
برای اوست آسایش و روزی و بهشت پرنعمت
در آیه فوق خداوند وجود ریحان در زمین را لطف و رحمت خدایی دانسته است.
معنای دیگر ریحان گل خوشبوست. خداوند نه گیاهان غذایی که گلها را نیز آفریده است.
همه ریحان را علفی خوشبو ترجمه کرده اند.
در مجموعه گیاهی عربستان از ریحان با عنوان شاهسبوم«اسیموم باسیلیکوم» یاد می شود. در ایران ریحان فراوان است و شاه اسپرم یا «سلطان گیاهان» نامیده می شود. می گویند ریحان گیاه بومی کرمان است و از این رو گاهی آن را «حبز کرمان» می نامند.
تمامی قسمت های گیاه ریحان بسیار خوشبو است. این گیاه محرک، قابض خون، مسکن، مدر و ضد نفخ باشد. بوییدن عصاره برگ آن عطسه آور است و بینی را پاکیزه می کند. برای درمان ناراحتی های خفیف روانی و هیستریک نیز مؤثر است. برای درمان دل درد و بیماری های پوستی نیز به کار می رود. دانه های لعابدار آن بسیار قابض است و برای بهبود اسهال روده ای تجویز می شود. تخم ریحان برای ناراحتی های مجاری ادراری مانند سوزنک و کم ادراری نیز مفید است. ریشه ریحان به عنوان مرهم به کار می رود. در اروپا از ریحان برای خوشبو کردن بعضی از غذاها استفاده می کنند.
«زقوم»
نام قرآنی: زقوم
نام های متداول: فارسی: زقوم، رجله ابلیس؛ اردو، هندی: تهوهر، سهند؛ سانسکریت: ورجاکانتاکا؛ تاملیلی: الایک کلی؛ بنگالی: تیکتابسیج؛ پتاسیج؛ ملیالمی: کلی؛ تلگو: اکیه مادو؛ انگلیسی، لاتینی: Euphorbia؛ یونانی: Euforbion؛ آلمانی: Hollenbaum؛ روسی: molochai.
نام علمی: Euphorbio resinifera از تیره فرفیون Euphorbiaceae
1- اسراء/ 60
«وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ طُغْيَانًا كَبِيرًا»
و آنگاه که تو را گفتیم پروردگارت بر همه مردم احاطه دارد و آنچه در خواب به تو نشان دادیم و داستان درخت ملعون که در قرآن آمده است چیزی جز آزمایش مردم نبود. ما مردم را می ترسانیم ولی تنها به کفر و سرکشی شان افزوده می شود.
2- صافات 62-68
«أَذَلِكَ خَيْرٌ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ (62) إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِّلظَّالِمِينَ ﴿۶۳﴾ إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ ﴿۶۴﴾ طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُؤُوسُ الشَّيَاطِينِ ﴿۶۵﴾ فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿۶۶﴾ ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًا مِّنْ حَمِيمٍ ﴿۶۷﴾ ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ ﴿۶۸﴾»
آیا خورش را این بهتر یا درخت زقوم؟ ما آن درخت را برای ابتلای ستمکاران پدیدآورده ایم. درختی است که از اعماق جهنم می روید، میوه اش همانند سر شیطان است، دوزخیان از آن می خورند و شک انباشته می سازند و بر سر آن آمیزه ای از آب سوزان می نوشند و سپس باز انگشتشان به همان جهنم است.
3- دخان 43-48
«إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ ﴿۴۳﴾ طَعَامُ الْأَثِيمِ ﴿۴۴﴾ كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ ﴿۴۵﴾ كَغَلْيِ الْحَمِيمِ ﴿۴۶﴾ خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَوَاء الْجَحِيمِ ﴿۴۷﴾
ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِيمِ ﴿۴۸﴾»
هر آینه درخت زقوم، طعام گناهکاران است، همانند جوشیدن آب جوشان، بگیریدش و بسختی به میان جهنم بکشد و بر سرش آب جوشان بریزد تا شکنجه شود.
4- واقعه 52-56
«لَآكِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ ﴿۵۲﴾ فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿۵۳﴾ فَشَارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ ﴿۵۴﴾ فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ ﴿۵۵﴾ هَذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ ﴿۵۶﴾»
از درختان زقوم خواهید خورد و شکم های خود را پر خواهید کرد و بر سر آن جوشان خواهید نوشید؛ چنان می نوشید که شتر تشنه آب می نوشد. این است غذایشان در روز جزا.
زقوم درختی است در جهنم که غذای اهل جهنم از آن درخت است. در قرآن مجید سه بار از این گونه گیاه به نام زقوم اسم برده است.
این گیاه طعمی تلخ و بویی بد دارد و شیره ای که از سابقه آن تراوش می شود سبب تاول زدن بدن آدمی شود. احتمالاً این همان درختی است که در هند «تهوتر» نامیده می شود.
گیاهی که حنظل نام دارد ممکن است همان زقوم باشد.
قرآن مجید زقوم را آن چنان واضح توصیف کرده است که با توجه به اطلاعات گیاهی و شیمیایی تعیین زقوم مشکل نیست. قبل از شناخت این گیاه سه صفتی را که قرآن به آن نسبت داده باید به یاد داشته باشیم، اول، خوردن زقوم سبب ایجاد سوختگی در معده یا در داخل بدن می شود، دوم تنه(سنبله های) آن شبیه سر شیطان است یعنی چیزی بزرگ و گرد. سوم غذای گناهکاران که در این چهار آیه قرآن به آن اشاره شده، شجره الزقوم یا شجره الملعومه است. لذا منظور از غذای گناهکاران تمامی درخت است نه میوه آن به تنهایی. این گیاه گاهی باعث خونریزی و ترشح بزاق فراوان در دهان می شود. کسانی که مدتی با این دارو سر و کار دارند مبتلا به سردردهای شدید، سرگیجه و نهایتاً سرسام و بعضی حتی دیوانه می شوند. سر و کار داشتن با شیره فرفیون و تماس آن با چشم سبب ورم شدید قرینه و در نتیجه از دست دادن بینایی می شود.
تمامی این فرفیونهای هندی و عربی و همچنین فرفیونهایی که در آفریقا و امریکا می رویند سمی و خار دارند و میوه ای اندک و بی ثمر دارند. در صورت خوردن این گیاه ناراحتی شدید و سوزشی در داخل بدن ایجاد می شود که با نوشیدن آب زیاد ممکن است تسکین یابد و لذا همه فرفیون ها عموماً، و انواع کاکتوس ها خصوصاً خواصی شبیه زقومی دارند که شرح آن در قرآن مجید آمده است. هنگامی که وحی الهی درباره زقوم نازل شد بیشتر مردم عربستان بویژه عاملان آن زیان های این گیاه وحشتناک فرفیون صمغی را درک می کردند. اما ابوجهل با شنیدن این لحن درباره زقوم گفت«آن خرما است و ما در جهنم از خوردن خرما لذت خواهیم برد» این گفته بخوبی نشان می دهد که در زمان نزول وحی، زقوم از گیاهان آن منطقه نبوده و مشترکانی مانند ابوجهل اطلاع زیادی از آن نداشتند. لذا با توجه به همه این حقایق به نظر می رسد فرفیون صمغی همان زقوم واقعی قرآن باشد.
لازم است این نکته یادآوری شود که گیاهی به نام حنظل که مولانا عبدالماجد در تفسیر ماجدی احتمال داده که زقوم باشد. هندوانه ابوجهل و از تیره کدو است که فقط به خاطر تلخی میوه اش شهرت دارد و در هند آن را «ایندرایان» می نامند و اشاره قرآن به زقوم اشاره به این گیاه نیست. لذا این میوه به عنوان زقوم واقعی پیشنهاد صحیحی به نظر نمی رسد.
بسم الله الرحمن الرحیم