چهارشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۰ - ۴:۳۴ ب.ظ - دکتر لیلا (مهستی) جویباری -
تا كي بايد شاهد قصور و تقصير پزشكي بود؟
حال خوبي ندارم. دو شب گذشته به دليل بي توجه اي متخصص زنان جنين نه ماهه اي كه حاصل پانزده سال انتظار بود و بايد 25 مهر ماه تولدش مي بود به راحتي از دست رفت و نوزاد با چشماني كه براي چند دقيقه به جهان باز شده بود از دنيا رفت.
حتي رزيدنت حاضر هم بلند فرياد ميزد كه لعنتي اگر مي امدي نوزاد زنده مي ماند و رزيدنت ديگري براي مرگ معصومانه جنين يا نوزادي كه چند دقيقه از عمرش نمي گذشت گريه مي كرد.
خانم متخصص، مادر بارداري رو كه دچار بحران فشار خون، چاقي، ديابت بود و مسئولیت زايمانش بر عهده ي او بود تنها گذاشت و حتي در طي تماس تلفني نيز حاضر به عمل نشد و ايشون رو از پشت تلفن با دستور مجبور به زايمان طبيعي كرد آن هم بدون حضور بر بالين مادر.
چطور پرولابس بند ناف را طي نه ماه بررسي تشخيص نداد و اگر تشخيص داده بود چطور مادر رو وادار به زايمان طبيعي كرد.
آيا براي نه ماه بارداري آن هم با اين شرايط ذره اي احترام قايل بود؟
تاوان نداشتن وجدان كاري اين پزشك بايد جان نوزاد و اميد خانواده اي بعد از 15 سال انتظار و 9 ماه بارداري باشه؟
اين نوزاد پسر دايي من بود و پزشک معالجش دكتر ... بود كه اميدوارم تاوان اين کارشان را بدهند
با وجود آنكال بودن حاضر نشد بالين مريضش حاضر بشه
همزمان با اين واقعه عدم حضور ايشون باعث از دست رفتن دوقلويي شد كه حاصل دوازده سال انتظار و ای.وی.اف آن هم با هزينه ميليوني بود كه دكتر حضور پيدا نكرد و هر دو نوزاد از دست رفتند.
جان سه نوزاد به دليل عدم صلاحيت و وجدان پزشكي به راحتي از دست رفت.
كاش ذره اي به سوگند نامه ها پايدار مي بودند.
زهرا
خانم باردار از ابتدای بارداری به مدت 9 ماه تحت نطر این خانم دکتر بودند. باید بدانید مطلع شدم نیامدن این خانم دکتر با دقت در ان شب به زایشگاه باعث به کما رفتن مادر باردار دیگری هم شد و در حال حاضر چند خانواده از او شکایت کردند. اگر هر مشکلی وجود می داشت باید ایشون در این 9 ماه مراقبت مداوم و پیگیر متوجه می شدند.
حتی این مادر باردار برای اطمینان از سلامت جنین و قلب جنین به متخصص قلب هم مراجعه کرده بود و مشکلی وجود نداشت. فقط اینکه بند ناف دور گردن جنین بوده چطور با اون لحظه متوجه نشده بوده و اگر ذره ای احتمال می داد و مادرهای ریسکی داشته چرا حتی بر بالین مادر حاضر نشد؟
حال خوبي ندارم. دو شب گذشته به دليل بي توجه اي متخصص زنان جنين نه ماهه اي كه حاصل پانزده سال انتظار بود و بايد 25 مهر ماه تولدش مي بود به راحتي از دست رفت و نوزاد با چشماني كه براي چند دقيقه به جهان باز شده بود از دنيا رفت.
حتي رزيدنت حاضر هم بلند فرياد ميزد كه لعنتي اگر مي امدي نوزاد زنده مي ماند و رزيدنت ديگري براي مرگ معصومانه جنين يا نوزادي كه چند دقيقه از عمرش نمي گذشت گريه مي كرد.
خانم متخصص، مادر بارداري رو كه دچار بحران فشار خون، چاقي، ديابت بود و مسئولیت زايمانش بر عهده ي او بود تنها گذاشت و حتي در طي تماس تلفني نيز حاضر به عمل نشد و ايشون رو از پشت تلفن با دستور مجبور به زايمان طبيعي كرد آن هم بدون حضور بر بالين مادر.
چطور پرولابس بند ناف را طي نه ماه بررسي تشخيص نداد و اگر تشخيص داده بود چطور مادر رو وادار به زايمان طبيعي كرد.
آيا براي نه ماه بارداري آن هم با اين شرايط ذره اي احترام قايل بود؟
تاوان نداشتن وجدان كاري اين پزشك بايد جان نوزاد و اميد خانواده اي بعد از 15 سال انتظار و 9 ماه بارداري باشه؟
اين نوزاد پسر دايي من بود و پزشک معالجش دكتر ... بود كه اميدوارم تاوان اين کارشان را بدهند
با وجود آنكال بودن حاضر نشد بالين مريضش حاضر بشه
همزمان با اين واقعه عدم حضور ايشون باعث از دست رفتن دوقلويي شد كه حاصل دوازده سال انتظار و ای.وی.اف آن هم با هزينه ميليوني بود كه دكتر حضور پيدا نكرد و هر دو نوزاد از دست رفتند.
جان سه نوزاد به دليل عدم صلاحيت و وجدان پزشكي به راحتي از دست رفت.
كاش ذره اي به سوگند نامه ها پايدار مي بودند.
زهرا
خانم باردار از ابتدای بارداری به مدت 9 ماه تحت نطر این خانم دکتر بودند. باید بدانید مطلع شدم نیامدن این خانم دکتر با دقت در ان شب به زایشگاه باعث به کما رفتن مادر باردار دیگری هم شد و در حال حاضر چند خانواده از او شکایت کردند. اگر هر مشکلی وجود می داشت باید ایشون در این 9 ماه مراقبت مداوم و پیگیر متوجه می شدند.
حتی این مادر باردار برای اطمینان از سلامت جنین و قلب جنین به متخصص قلب هم مراجعه کرده بود و مشکلی وجود نداشت. فقط اینکه بند ناف دور گردن جنین بوده چطور با اون لحظه متوجه نشده بوده و اگر ذره ای احتمال می داد و مادرهای ریسکی داشته چرا حتی بر بالین مادر حاضر نشد؟
بسم الله الرحمن الرحیم