شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۰ - ۶:۵۳ ب.ظ - دکتر لیلا (مهستی) جویباری -
مطالعه سبک زندگی پیشگیرانه از حیث بنیان های تئوریک مستلزم بازتعریف مفهوم سلامتی و کیفیت زندگی می باشد. تعریف واژه سلامت بسیار مشکل است و ما در نهایت نمی توانیم به مرز دقیقی از تعریف آن برسیم. به طور کلی دو دیدگاه در نظریه مربوط به سلامت مورد توجه است:
2-3-3-1- دیدگاه ناهنجارگرایان: ناهنجارگرایان معتقدند بیماری را می توان بدون ارجاع به ارزشها و با توجه به ارزیابی تجربی کارکردهای بدن تعریف کرد. این دیدگاه در واقع نظریه رایج در پزشکی جوامع صنعتی قرن 20 بود که به مدل "زیست- پزشکی" معروف است. این مدل انسان را به ارگانیسم بیولوژیک و پزشکی را به شاخه ای از زیست شناسی تحویل می کند.
2-3-3-2- دیدگاه هنجارگرایان: هنجارگرایان، سلامت و بیماری را مفاهیمی ذاتا ارزش بار میدانند و معتقدند تصمیم درباره حالات بدن یا روان مستلزم آن است که چه چیزی مطلوب یا نامطلوب، مفید یا بی فایده، خوب یا بد است. به این ترتیب هنجارگرایان پیش داوریهای ارزشی و فرهنگی را در تعیین سلامت و بیماری در پزشکی دخیل می دانند.
شاید بزرگ ترین گام را در این عرصه جورج انگل در سال 1977 برداشته است. او ابتدا به نقد مدل " زیست- پزشکی" پرداخت. او انکار نمی کرد که این مدل باعث پیشرفت های بسیاری در علم پزشکی شده است اما به محدوده ی تمرکز یافته این مدل عینی (زیستی- پزشکی) انتقاد می کرد که به بیماران فقط به عنوان یک عین توجه داشت و جنبه ذهنی آنها را نادیده می گرفت. او "مدل زیستی- روانی- اجتماعی" را پیشنهاد داد به عنوان یک نظریه اساسی ای که سعی در لغو نظریه پزشکی که فاقد احساسات انسانی و قدرت به بیماران است، داشت( بارل-کاریو و همکاران، 2004: 576).
از دیدگاه او "مدل زیست- پزشکی"، نه برای شخص به عنوان یک کل و نه برای اطلاعات روانشناسانه ای که در مورد او وجود دارد و نه برای طبیعت اجتماعی او، هیچ تدارکی ندیده است. در مدل او، بررسی علمی در سطوح مختلف در طی سلسله مراتبی بدون هیچ تحویلی سطوح بالاتر به پایین تر، آن گونه که در مدل زیست- پزشکی وجود دارد، انجام می شود.
مهم ترین کارکرد مدل انگل، ورود مفاهیمی چون روان و اجتماع در حوزه تعریف سلامت است. سلامتی دارای یک طیف معنی است. در نگاه کلگرایانه، طیف معنی سلامتی جهت های متعددی دارد. این دیدگاه در واقع سلامت را به صورت تندرستی کامل جسمانی، روانی و اجتماعی تعریف می کند. بعد از انگل، اکثر فیلسوفان پزشکی بر این ابعاد در تعریف سلامت تاکید کردند تا در نهایت سازمان بهداشت جهانی، سلامت را « حالت رفاه و آسایش کامل جسمانی- روانی و اجتماعی و نه صرفا فقدان بیماری و یا نقص عضو» تعریف کرد (محسنی، 1385: 45).
امروزه اکثر اندیشمندان پزشکی، معتقد به مفهوم سلامت بر مبنای فقدان بیماری نیستند. انسان، صرفا موجودی بیولوژیکی نیست بلکه خصوصیات و رفتارهایی دارد که مستلزم چیزی در ورای بیولوژیک صرف است.
انگل با طرح مدل زیستی- روانی- اجتماعی در تعریف سلامتی و کیفیت زندگی، زمینه را برای طرح موضوع سبک زندگی پیشگیرانه فراهم کرد و در واقع انقلابی در مسیر استفاده از داده های جامعه شناختی در تحلیل بروز، درمان و پیشگیری از بیماری ها ارائه داد.
منبع: رساله تبیین پذیرش سبک زندگی پیشگیرانه در بیماران دیابتی و عوامل موثر بر آن. مریم دادگر. کارشناسی ارشد علوم اجتماعی. همدان
بسم الله الرحمن الرحیم