مقدمه: از نيازهاي اساسي انسان نياز به قلمرو است و اين نياز مانند ساير نيازهاي انساني به رفتار او شكل ميدهد. منظور از قلمرو بخشي از هوا، زمين و فضا است كه موجود زنده آن را متعلق به خود ميداند و از آن دفاع ميكند.پديدة قلمروگرايي از سالهاي 1920 ميلادي مورد توجه صاحبنظران علوم جامعهشناسي، رفتاري و انسانشناسي قرار گرفت. يورا و والش معتقدند كه قلمرو گرايي انگيزهاي است براي دستيابي به تنهايي، استقلال و حفظ هويت كه ارضاء هر يك براي ثبات سيستم انساني ضروري است بيماران به دليل بستري شدن در بيمارستان به كرات از طرف كادر درماني مورد تهاجم به محدوده و فضاي شخصي قرار ميگيرند. در يك بررسي انجام شده در بيمارستانهاي دانشگاه علوم پزشكي اروميه مشخص شد بيماران به ميزان 43درصد در معرض انواع تهاجم و تجاوز به قلمروشان قرار دارند. اكثر اين تهاجمات به دليل عدم آگاهي پرستاران از موضوع ميباشد. با توجه به آنچه گفته شد بر آن شديم تا نظرات بيماران بستري در مورد تهاجم به قلمرو و فضاي شخصي آنان را بررسي كنيم.
مواد و روشها: اين مطالعه يك پژوهش توصيفي است. در اين مطالعه جامعه پژوهش كليه بيماران بستري در بيمارستانهاي آموزشي شهر همدان ميباشند كه همگي داراي شرايط تعيين شده براي واحدهای مورد پژوهش در اين مطالعه بوده و تمايل به شركت در اين پژوهش را داشتند.
شرايط ورود به مطالعه: كليه بيماران بستري در بخشهاي بيمارستانهاي آموزشي كه داراي حداقل 24 ساعت سابقه بستري بوده و بالاي 15 سال سن داشتند و مشكل برقراري ارتباط، نظير مشکلات بينايی و شنوايی نداشته و بیسواد نبودهاند جمعيت تحت مطالعه را تشكيل ميدادند. پرسشنامه در تمامي بخشها بجز بخشهاي روانپزشكي، ICU,CCU، اتاق عمل و اورژانس توزيع گرديد. در اين مطالعه از روش نمونهگيري در دسترس استفاده گرديد. براي هر بيمارستان براساس تعداد تخت سهميهاي تعيين و از بين بيماران آن بيمارستان تعداد نمونهها انتخاب شد تعداد نمونه براساس فرمول محاسبه شد كه حدود 300 نفر بيمار بود.
ابزار گردآوري اطلاعات در اين مطالعه پرسشنامه بود. پرسشنامه حاوي 7 سئوال در مورد اطلاعات دموگرافيك و18 سؤال براي بررسي نظرات بيماران بود . براي دستهبندي دادهها از آمار توصيفي و جهت بررسي ارتباط بين متغيرها از آمار استنباطي (آزمون مجذوركاي دو ) استفاده گرديد. نظرات بيماران به سه دسته به راضي، بيتفاوت و ناراضي دستهبندی شد و جهت دستهبندی بدينترتيب عمل شد: در صورت كسب 18 امتياز از مجموع 54 امتياز فرد نسبت به تهاجم به قلمرو و فضاي شخصي راضي در صورت كسب، 36- 19 امتياز فرد نسبت به تهاجم به قلمرو و فضاي شخصي بيتفاوت و در صورت كسب 54- 37 امتياز فرد نسبت به تهاجم به قلمرو و فضاي شخصي ناراضي محسوب گرديد.
يافتههاي پژوهش: به منظور دستيابي به هدف كلي اين پژوهش دادههاي گردآوري شده از نمونههاي پژوهش مورد بررسي قرار گرفت و پس از تجزيه و تحليل در 18 جدول ارائه گرديده است. براساس نتايج حاصله، تجزيه و تحليل اولين هدف پژوهش نشان داد كه اكثريت واحدهاي مورد پژوهش (3/81درصد) از تهاجم به قلمرو و فضاي شخصي خود ناراضي بودهاند و تنها 2درصد از افراد اظهار رضايت داشتند. نتايج بيانگر اين موضوع است كه اكثر بيماران از حدود قلمرو و فضاي شخصي خود آگاهي دارند و از ورود اعضاي كادر درماني به اين فضا ناراضي ميباشند.
نتايج نشان مي دهد كه اكثر افرادي كه از تهاجم به قلمرو و فضاي شخصي خود ناراضي بودند در رده سني 35-15 سال بوده و ميزان نارضايتي زنان از مردان در مورد تهاجم به قلمرو و فضاي شخصي آنها بيشتر مي باشد. از نظر پژوهشگر علت وجود اين ارتباط را ميتوان در آرمانخواهي و ايدهآلنگري اين گروه سني، كسب اطلاعات از رسانههاي جمعي و در نتيجه آگاهي آنها از حقوق فردي و اجتماعي خويش جستجو نمود.
همچنين نشان داده شد كه افراد داراي تحصيلات دانشگاهي و افراد متاهل از تهاجم به فضا و قلمرو شخصي خود احساس نارضايتي بيشتري داشتند. بررسي ها نشان ميدهد ميزان نارضايتي بيماران در بخشهاي جراحي نسبت به بخشهاي داخلي بيشتر است زيرا افرادي كه عمل جراحي در بيمارستان داشتهاند نيازهاي مراقبتي بيشتري داشته و رويههاي مراقبتي كه نيازمند تماس با بيمار ميباشد براي آنها بيش از بيماران بستري در بخشهاي داخلي صورت ميگيرد و محدوديت آنها در انجام بسياري از كارها بخصوص كارهاي شخصي خود بيشتر ميباشد به نظر پژوهشگر ميزان بيشتر نارضايتي بيماران در بخشهاي جراحي را ميتوان با اين موضوع مرتبط دانست.
در خصوص بررسي نظرات بيماران در مورد تهاجم به قلمرو و فضاي شخصي آنها برحسب وجود الگوي خواب و تغذيه بيماران بستري در بيمارستان, بيشترين ميزان نارضايتي (6/82درصد) مربوط به افرادي است كه در بيمارستاني بستري بودهاند كه داراي الگوي مشخصي براي خواب و تغذيه نبوده است.
كاربرد يافتهها: از نتايج اين پژوهش ميتوان براي تعيين نكاتي كه در بيمارستان مورد توجه بيشتر بيماران قرار ميگيرد استفاده كرد: در تدوين سوالات پرسشنامه مواردي از تهاجم كادر درماني به قلمرو و فضاي شخصي بيماران ذكر شده كه به صورتهاي مختلف ممكن است ايجاد شود مثلاً عدم رازداري كاركنان (سؤالهاي 9 و 12) عدم توضيح كافي به فرد بيماري كه وارد يك محيط ناشناخته شده (سؤالهاي 4, 8 و 10) برهم زدن سكوت بخش و برهم زدن آرامش بيمار (سؤالهاي 13 و 14)، گرفتن اطلاعات خصوصي از بيمار (سوال 7) .
در يك نگاه كلي ميتوان چنين دريافت كه بيشترين نارضايتي بيماران (78درصد) در موردي ديده ميشود كه عدم رازداري كاركنان وجود دارد (سوال 12) و در مقابل ميبينيم بيشترين رضايت(7/51درصد) افراد در مورد پرسش سؤالات بسيار خصوصي از بيمارانست كه اين مسئله اعتماد بالاي بيماران نسبت به كادر درماني را مشخص ميسازد (سوال7) مسئله ديگري كه باعث عدم رضايت اكثر بيماران ميباشد عدم مشورت و توضيح كاركنان بيمارستان در مورد اقدامات و رويههای درماني مربوط به بيمار است كه ميبايست اين مسئله نيز به دقت مورد توجه كاركنان درماني قرار گيرد. به اين ترتيب اعضاء كادر درماني ميتوانند با دقت در مسائل بسيار ساده تا حد زيادي رضايت مددجويان خود را بدست آورند (سؤالهاي 8,4,10, 11 و 16).
مسئله ديگري كه از ديد بيماران حائز اهميت است توجه و دقت كافي كاركنان در اجراي مراقبتها و در واقع اهيمت دادن به بيمار و صرف وقت و حوصله كافي در مراقبت از آنها ميباشد (سؤال 18 ،4/75درصد)كه اين مسئله نيز بايد مورد توجه قرار گيرد, بخصوص كه فرد با يك حالت ضعف و بيماري وارد محيط ناشناخته بيمارستان شده كه خود ميتواند براي وي استرسزا باشد. كادر درماني بخصوص پرستاران در كاهش اين تنشها ميتوانند نقش مهمي داشته باشند، البته نكتة مهمي كه بايد بدان توجه شود اين است كه هر بخش بايد داراي كاركنان كافي باشد تا امر مراقبت از بيماران بخوبي انجام گيرد. مسئلة مهم ديگر كه بيماران خواستار آن هستند , حفظ سكوت و آرامش بيماران است (سوال 14، 4/67درصد). كه ميبايست كاركنان دقت لازم را در اين امر داشته باشند هر چند حفظ محدودة قلمرو بيماران بستري يكي از نكات مهمي است كه بايد مورد توجه كاركنان درماني قرار گيرد امّا گاهي عواملي سبب تهاجم به اين محدوده ميشود. دركل مواردي كه ميتوانند زمينهساز تهاجم به قلمرو و فضاي شخصي بيماران باشند را ميتوان چنين برشمرد: اشكال در ساختار سيستم بهداشتي، عدم وجود كاركنان كافي در بخش، عدم وجود تجهيزات كافي در بخش، كمبود آگاهي كاركنان، بيتوجهي و عدم بكارگيري مهارتهاي باليني، استفاده از كاركنان غيرحرفهاي در اجراي مراقبتها، عدم وجود يك برنامه آموزشي مناسب جهت آموزش کارکنان، بالا بودن حجم بيماران نسبت به کارکنان، عدم وجود انگيزههاي كاري مناسب در کارکنان كه خود به علل مختلفي ميتواند باشد، عدم وجود فضاي كافي و مناسب جهت بستري شدن بيماران، عدم توانائي جسمي و رواني مناسب در كاركنان كه البته بسياري از اين موارد با يك برنامهريزي صحيح ميتواند به آساني رفع شوند و تعدادي نيز نياز به ايجاد اصلاحات و بهبود كيفيت سيستم بهداشتي دارند.
از آنجا كه تهاجم به قلمرو و فضاي شخصي افراد سبب ايجاد تنش و استرس در افراد شده و اين عوامل ميتواند در روند بهبود بيماران اثر سوء داشته باشد بنابراين ميبايست با يكسري برنامهريزيهاي مناسب سعي در ارتقاء سطح آگاهي بيماران از محدوده قلمرو شخصي خود داشته و آموزشهاي مناسب بكار گرفته شود.
ارائه در همایش سراسری کیفیت زندگی - تهران ۱۳۸۶
بسم الله الرحمن الرحیم