ایستگاه آموزش به مددجو
ایستگاه پروسیجرها
تعویض پانسمان
پیامک بعد از برگزاری آزمون یکی از دانشجویان
سلام استاد عزیز، احوال شما ، وقت بخیر. راستش اول دید واضحی نسبت به اسکی نداشتم ولی امروز نظرم جلب شد و حتی اگر نمره ای هم نیارم این کار باعث شده تا یه جورایی انگیزه استقلال حرفه ای و جدایی از وابستگی در من ایجاد شه. متشکرم به خاطر تحمل کج خلقی های ما.
پاسخ: من هم از دانشجویان عزیزمان سپاسگزارم ... کج خلقی های شما به من درس صبوری می دهد و رشد اخلاقی در حرفه ای معلمی ام.
یک نمونه از ایستگاه آسکی اخلاق حرفه ای
موضوع: انصراف از درمان
سناریو: شما با خانم 25 ساله ای به نام س.ج مواجه می شوید. ایشان از فلج حرکتی پیشرونده به نام سندرم گیلن باره رنج می برد. اخیر مسئولیت مراقبت از این بیمار به عهده شما گذاشته شده است.
راهنمای ایستگاه اخلاق حرفه ای: انصراف از درمان
دو و نیم سال از شروع این بیماری می گذرد و بیمار اینتوبه می باشد و زندگی اش نیز وابسته به رسپیراتور می باشد. عضلات تنفسی او کاملا اتروفی شده و سیستم تنفسی کاملا وابسته دارد. یک سال قبل پزشک ارشد نورولوژی، یک بیماری عصبی را برای او تشخیص داده که به طور کامل باعث از دست رفتن اعصاب حرکتی می گردد. س.ج پی برده که هیچ درمانی برای او وجود ندارد. او از تیم درمانی مراقبتی خود خواسته است که درمان های او متوقف شود. به عنوان تیم درمانی مراقبتی مسئول ایشان چگونه با موقعیت مواجهه می شوید.
راهنمای بیمار استاندارد شده:
شما س.ج هستید.
شما 25 ساله و مجرد هستید.
والدین شما زنده و خوب هستند.
شما یک خواهر دارید.
شما یک کودک قوی بودید خیلی فعال زندگی را دوست داشتید و به شما خوش می گذشت.
برنامه تان این بود که معلم بشوید.
وقتی کودک بودید به طور مرتب به اماکن مذهبی می رفتید. آدمی نسبتا مذهبی هستید.
از فلج حرکتی پیشرونده که در اثر سندرم گلین باره ایجاده شده است رنج می برید
برای دو سال و نیم است که این اختلال شروع شده و برای شما لوله تراشه گذاشته اند و با رسپیراتور زندگی می کنید.
نمی توانید به تنهایی تنفس داشته باشید.
می دانید وابسته به درمان های تنفسی برای زنده ماندن هستید چون عضلات تان آتروفی شده است
یک سال قبل نورولوژیست ارشد در بیمارستان بیماری عصبی شما را تشخیص داد و به دلیل از دست دادن کامل اعصاب حرکتی نمی توانید حرکت کنید.
محکوم به ماندن در تخت تان هستید. به شما گفته شده است که علاجی برای این وضعیت وجود ندارد.
وقت تان را به تماشای تلویزیون می گذارنید خیلی بابت آنچه که در اثر بیماری رخ داده و زندگی شما شده است غمگین هستید
شما نمی خواهید زندگی را به این شکل ادامه دهید
این برایتان کافی نیست
شما به دیگران برای هر چیزی وابسته هستید
هیچ خلوت شخصی ندارید
و احساس می کنید این نوع از زندگی ارزش زنده ماندن ندارد
تصمیمی می گیرید که رسپیراتور جدا شود و بیماری ماهیت طبیعی خود را بگذارند
با خانواده تان در باره تصممی تان صحبت کرده اید
ابتدا آن ها فکر کردند این کار ممکن نمی باشد برایشان سخت بوده اما تصمیم شما را حمایت می کنند
(در واقعیت شخصی که دارای تهویه مصنوعی است نمی تواند حرف بزند ما از دانشجو می خواهیم که با شما صحبت کند با تصور این که شما می توانید حرف بزنید)
جملاتی برای بیمار استاندارد شده :
بیمار: می خواهم از رسپیراتور جدا شوم .....................دقیقه اول
بیمار:مگه این زندگی من نیست؟.................................دقیقه 3 تا 4
بیمار: می شه این کار رو برام انجام بدید؟ ...................دقیقه 5 تا 6
بیمار: بعدش چه اتفاقی می افته؟ قراره چه اتفاقی بیفته؟...................دقیقه 7 تا 8
- شما تشخیص خودتان رامی دانید. اگر سوال شود شما می دانید که به ونتیلاتور برای زندگی تان نیاز دارید. اگر قطع شود شما می دانید می میرید.
- اگر سوال شود چرا شما می خواهید این کار را کنید می گویید برای این است که زندگی مثل این حالتی که شما دارید با ان زندگی می کنید کافی نیست.
- اگر سوال شود می خواهید بمیرید پاسخ شما خیر است.
- به این معنی نیست که شما واقعا بخواهید بمیرید بیشتر برای این است که نمی توانید زندگی را با رسپیراتور بپذیرید.
اگر سوال شود شما افسرده شده اید می توانید بگویید در موقعیت خودم افسرده هستم اما از ان موقعی که این تصمیم را گرفته ام احساس آرامش دارم.
شما از نظر پاتولوژیک و بالینی افسرده نمی باشد (شما به درمان یا دارویی برای افسردگی نیاز ندارید).
برای سوالاتی مانند موارد زیر آماده باشید
دانشجو: چطور شد این تصمیم را گرفتید؟
بیمار: بعد از مدت زیاد فکر کردن و صحبت با خانواده
دانشجو: چقدر در مورد این موضوع فکر کرده اید؟
بیمار: تقریبا یک سال. از آن موقعی که نورولوژیست به من گفتند هرگز بهتر نمی شوم.
دانشجو: تا کنون در مورد تصمیم تان با کسی صحبت کرده اید؟
بیمار: با والدینم صحبت کردم . شما هم اولین فردی هستید که با او در این باره صحبت می کنم.
دانشجو: این مثل چی می مونه؟
بیمار: مردم با من مهربان بودند. همه تمام کاری که می تونستند رو برام انجام دادند من از درمانم شاکی نیستم اما من چیزی بیشتر از زندگی می خواهم
دانشجوی: آیا اصلا حرکتی دارید؟
بیمار: نه من محکوم به تخت هستم به اطرافیان و سایرین برای هر چیزی وابسته هستم
دانشجو: ایا در باره تصمیم تان مشاوره دریافت داشته اید؟
بیمار: نه من این مساله را در درون خودم حل کردم اما اشکالی نداره از نظر من بخواهم در این مورد با کسی حرف بزنم.
دانشجو: چطور روی روح و روان شما اثر گذاشته است؟
بیمار: ابتدا خیلی غمگین بودم اما الان احساس بهتری دارم و تصمیم را گرفته ام.
دانشجو: چه موقع افزایش اندوه را تجربه کرده اید؟
بیمار: نه فکر می کنم نه. بیشتر احساس خستگی و یاس دارم.
دانشجو: چه کلماتی را برای توصیف احساس خودتان می توانید به کار ببرید؟
بیمار: در آرامش، حل شده (گره گشوده شده)
دانشجو: روزتان برایتان چگونه است؟
بیمار: احساس به دام افتادن دارم. نمی توانم هیچ کاری برای خودم انجام بدهم. تلویزیون نگاه می کنم. مادرم برای من روزنامه یا کتاب می خواند اما این کافی نیست.
دانشجو: آیا هنوز در تماس با دوستان تان هستید؟
بیمار: برخی از آن ها به دیدنم می آیند اما خیلی چیزی ندارم که بخواهم با آن ها صحبت کنم.
دانشجو: آیا هنوز چیزی وجود دارد که می توانید از آن لذت ببرید؟
بیمار: دیدن خانواده ام را دوست دارم. دوست دارم مادرم برایم چیزی بخواند. اما این برایم کافی نیست.
دانشجو: آیا می دانید اگر رسپیراتور را از شما جدا کنند چه اتفاقی می افتد؟
بیمار: بله می دانم من می میرم. نفس کشیدنم قطع می شود و من خواهم مرد.
دانشجو: آیا شما می خواهید بمیرید؟
بیمار: نه منظورم این نیست، نه نمی خواهم بمیرم فقط نمی خواهم این طوری باشم. می خواهم رها و آزاد از ونیتلاتور باشم.
دانشجو: آیا شما شخصی مذهبی هستید؟
بیمار: من بیشتر خودم را آدم معنوی در نظر می گیرم تا آدم مذهبی. با خدا به آرامش می رسم
دانشجو: آیا کاری یا چیزی هست که بتوان انجام داد تا تصمیم شما برگردد؟ (مثلا تسهیلات دیگری، رفتن به منزل، استفاده از ونتیلاتور پرتابل)
بیمار: نه چیزی مرا بهتر نمی سازد. من 25 سال دارم تا کنون ازدواج نکردم. من هرگز خانواده ای نخواهم داست یا زندگی که می خواهم، نخواهم داشت. زندگی به این صورت برایم کافی نیست.
چک لیست اخلاق حرفه ای : انصراف از درمان
سوالات چک لیست بلی خیر
1. می پرسد چرا و یا چه موقعی این فکر وقفه درمان به ذهن او رسیده است.
2. می پرسد که ایا این مساله را با اعضای خانواده اش در میان گذاشته است یا می خواهد این کار را کند
3. وضعیت روانی و ذهنی بیمار را مورد بررسی قرار می دهد (مثلا افسردگی بیمار)
4. می پرسد ایا دوست دارد از افراد دیگر مشاوره بگیرد یا حمایت شود مثل روانپزشک و روحانی
5. درک بیمار را از شرایط مشخص می کند . چه اطلاعاتی از بیماری خود و بیش آگهی اش دارد؟
6. مشخص می کند که پیامدهای ناشی از این تصمیم چیست مثل مردن به دنبال نداشتن تنفس
7. اظهار می دارد که بیمار حق دارد که از درمان خودداری نماید.
8. به تصمیم بیمار احترام می گذارید یا از کمیته اخلاق یا سایر مراجع آگاه کمک می گیرد
9. در باره آنچه که با مصرف داروها رخ خواهد داد را توصیف می کند و راحتی بیمار را فراهم می کند
10. اظهار می دارد که می توانید تصمیم خود را عوض کنید.
نظر کلی
5خیلی خوب 4خوب 3متوسط 2ضعیف 1خیلی ضعیف
چگونه مهارت های ارتباطی دانشجو را ارزیابی می نمایید؟
5خیلی خوب 4خوب 3متوسط 2ضعیف 1خیلی ضعیف
چگونه مهارت های دانشجو را برای توجه به موضوعات اخلاقی در این مورد ارزیابی می نمایید؟
5خیلی خوب 4خوب 3متوسط 2ضعیف 1خیلی ضعیف
بسم الله الرحمن الرحیم